X
تبلیغات
عبرت بي اعتبار


به گزارش تسنیم، آیت الله عبدالله جوادی آملی که در دیدار با رئیس پلیس راهنمایی رانندگی کشور سخن می‌گفت، اظهار کرد: از ذات اقدس اله در آستانه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) مسئلت می‌کنیم که این نظام را در سایه صدیقه کبری (س) حفظ کند. مرجع تقلید شیعیان افزود: امسال، سال اقتصاد مقاومتی و فرهنگ است و عامل اجرایی این امر، عزم ملی و جهادی است. ملت بزرگوار ما می‌داند که ما همیشه در حال جهادیم و بحث اقتصاد مقاومتی، عزم ملی و فرهنگ، همه به جهاد بر می‌گردد.

استاد عالی حوزه علمیه قم تصریح کرد: دشمنی غدار داریم که در داخل ما لانه کرده است و همیشه آماده حمله کردن است و مثل مار سمی یا عقرب نیست که با انسان کنار بیاید بلکه با دشمنی روبرو هستیم که هرگز با ما کنار نمی‌آید و از ما شرف و شرع می‌خواهد. شیطان از ما شرف و شرع می‌خواهد و تا زمانی که ندانیم با چه دشمنی روبرو هستیم، علمی صحبت نمی‌کنیم.

مرجع تقلید شیعیان افزود: اقتصاد مقاومتی با اقتصاد ریاضتی فرق دارد و منظور از جهاد اقتصادی، اقتصاد مقاومتی است. ذات اقدس اله می‌فرماید که مال است که شما را سر پا نگه می‌دارد و این مال را نباید به دست سفهاء داد که نمی‌توانند آن‌ها را اداره کنند. استاد عالی حوزه علمیه قم تاکید کرد: اصل دوم این است فقیر کسی است که ستون فقرات آن شکسته است و ملتی که فقیر است و ستون فقرات آن شکسته است، چطور می‌تواند مقاومت کند و در برابر تحریم تسلیم می‌شود.

آیت الله جوادی آملی تصریح کرد: این‌ها که تحریم می‌کنند، فکر می‌کنند ملت ایران تسلیم می‌شود اما اشتباه می‌کنند. ملتی که دستش خالی است، گرفتار تسلیم و چاپلوسی می‌شود و باید برای تحقق اقتصاد مقاومتی، دشمن را بشناسیم. استاد عالی حوزه علمیه قم تصریح کرد: اسراف نکنیم، 3000 میلیارد اختلاس نکنیم و با بانک‌ها رابطه غیر مشروع نداشته باشیم. این که می‌بینید عده‌ای علنا خلاف شرع می‌کنند، برای این است که عمل صالح ندیدند و امام راحل را فقط دیدند و سیل وار چون عمل دیدند، به اسلام آمدند و اگر 3000 میلیارد را می‌دیدند، خروج می‌کردند و این‌ها عمل صالح دیدند که آمدند.

آیت الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: اطاعت از مسئولان نظام اسلامی واجب است و کسی که پشت فرمان می‌نشیند و از عمد خطا می‌کند، عقل ندارد. فردی که تصمیم می‌گیرد تند برود، شخصا تصمیم نگرفته است بلکه غضب و شهوت اوست که تصمیم گرفته است. اقتصاد به جهاد بر می‌گردد و فرهنگ هم به جهاد بر می‌گردد و عزم ملی نیز به جهاد بر می‌گردد. باید قلمرو دشمنمان را بشناسیم و بدانیم که اصلا با ما کنار نمی‌آید و چنین ملتی، نه بیراهه می‌رود و نه راه کسی را می‌بندد.

استاد عالی حوزه علمیه قم تصریح کرد: اصرار قرآن کریم این است که هر کاری شما می‌کنید، بسم الله بگویید و این کار را حفظ می‌کند و تندروی که خطر دارد، جزو کارهای حرام است و سرعت غیر مطمئنه و سبقت غیر مجاز و آدم کشی، حرام است و نمی‌شود با نام خدا حفظ شود.

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 14:11 | لینک  | 

دروغگویی به شیوه های مختلف در خانواده هم باز تولید می شود و ما مدام با افرادی روبرو می شویم که مجبور به دروغگویی هستند. این افراد حتی به فرزندان خود هم می آموزند که باید دروغ بگویند. کودکان هم یاد می گیرند که نباید همه چیز را در بین همگان بیان کنند و به همین ترتیب پنهان کاری را رواج می دهیم.
کد خبر: 38848 | تاریخ خبر: 27/01/1393
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران

معمولاً آنچه در شناسایی ماهیت یک آسیب اجتماعی مورد غفلت واقع می‌شود، واکاوی تاریخی آن آسیب است. بسیاری از اندیشمندان جهان خودآگاهی تاریخی را نخستین قدم در شناسایی آسیب‌ها و ظرفیت‌های یک ملت می‌دانند. اعتراف و پذیرش آن آسیب یا ظرفیت نیز دومین قدم است. همچون بیماری که بیماری خود را می‌پذیرد و نخستین گام را برای درمان برمی‌دارد.به گزارش جماران به نقل از تابناک، واکاوی تاریخی یک آسیب و یا ناهنجاری فرهنگی همچون پدیده دروغگویی، همان کاری است که یک روانپزشک با بیمارش می‌کند، رفتن به گذشته‌ها و یافتن علت‌های اصلی. ریشه‌های تاریخی پدیده دروغگویی که نسبت‌های محکمی با پنهان کاری و ریا دارد، چیست؟دکتر علی انتظاری مدیر گروه جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی نیز در پاسخ به این پرسش، ما را به حافظه تاریخی‌مان سوق می‌دهد و با تأکید بر اینکه ما شواهدی نداریم ثابت کنیم که هم اکنون به سمت دروغگویی گرایش پیدا کرده ایم، می گوید: دروغگویی در جامعه ایران متعلق به امروز نیست و از گذشته رواج داشته، در حقیقت دروغگویی بیشتر محصول نظام‌های حکومتی تمامیت خواه و شبه استبدادی گذشته بوده، چون شرایط سیاسی حاکم بر جامعه به شکلی بوده که اقتضای دروغگویی می کرده است.یعنی مردم در آن دوران بیشتر سعی بر پنهان کاری داشتند و به اجبار بسیاری از داشته‌ها و امکاناتشان را از دید حاکم دور نگه می داشتند، چرا که ممکن بود مخل امنیت آنها باشد.او با بیان این که مردم در این دوران‌ نسبت به داشته‌های خود تظاهر می‌کردند، می‌افزاید: این ظاهر سازی البته در دوره‌های مختلف رواج داشته، اما از زمانی که تعصب اندیشه‌ها در جامعه رایج شد یعنی از زمان سلطان محمود غزنوی این رفتار نیز بیشتر نمود پیدا کرد.دکتر انتظاری معتقد است پایه تعصب فکری از همین دوران گذاشته شده است. از طرفی این تعصب فکری در دوره خواجه نظام الملک وزیر دربار سلجوقیان و نویسنده «سیاست‌نامه» با تأسیس نظامیه‌ها نهادینه و مبنایی شد و افراد با افکار و اندیشه‌های دیگر مجبور به تظاهر شدند.این تظاهر البته بیشتر به این خاطر بود که برخی افراد به مناصبی که می خواهند، دست پیدا کنند. خب این مسأله از نظر فکری قابل توجیه بود. از نظر اقتصادی هم تعرض حاکمان، والیان و افراد ذی نفوذ به اموال رعایا باعث شد مردم به داشتن اموال کمتر، تظاهر کنند.شما اگر به ظاهر خانه‌های قدیمی دقت کنید، می بینید که بیرون این خانه‌ها بسیار محقر و فقیرانه طراحی شده، اما فضای داخل خانه از فقر صاحب ملک خبر نمی دهد. خب این دوگانگی ناشی ازفضای حاکم بر جامعه و ناامنی‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بوده است.به گفته این استاد جامعه‌شناس، ما از نظر تاریخی دچار این ظاهرسازی شده‌ایم و به همین علت بی آن که متوجه باشیم به شکلی ناخودآگاه در عمل و فکر گاه دچار دوگانگی می‌شویم و در تاریخ هم جلوه‌های مختلف آن را دیده‌ایم. بنابراین این یک امر تاریخی تثبیت شده است و ما هم وارث گذشتگان‌مان هستیم.وی البته بر این باور است که ورود ما به جهان شبه مدرن هم مزید بر علت شده و مشکلات جدیدی را به وجود آورده است که تقویت بدلگرایی در جامعه یکی از پیامدهای آن است.وی می گوید: «ما از نظر تاریخی هر شرایطی را که پشت سر گذاشته ایم به جای خود، منابع و بهانه‌های مهمی هم برای دروغگویی در جامعه داشته ایم، اما در دوره مدرن، نوسازی برونگرایانه هم رواج یافته است؛ این دوره اواخر دوره قاجاریه، زمان امیرکبیر، دوره مشروطه و پهلوی را شامل می شود. در این دوران گرایش به شبه مدرن موجب شد تا بدلگرایی ایجاد شود و ما به بیماری‌ای به نام بدلگرایی دچار شویم.>او درباره گرایش به بدلگرایی این‌طور توضیح می دهد: این بیماری یکی از منابع مهم گرایش به دروغ محسوب می شود، یعنی ما بدل را به اصل ترجیح می دهیم و البته وقتی بدل در جامعه رواج یافت در همه عرصه‌ها رسوخ پیدا می کند. برای مثال در بحث آکادمیک همین که فردی مدرک بگیرد کافی است و کسی به عمق توجه نمی کند.مدرک به منبع منزلت اجتماعی تبدیل می‌شود و جامعه نیز به همین ظاهر اکتفا می کند. یعنی اگر کسی تظاهرکند، برای مردم کافی است. این عبارتی که می گویند عقل مردم به چشمشان است در همین موضوع صدق پیدا می کند. البته این مسأله در دوران مدرن رواج زیادی یافته است

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 9:20 | لینک  | 


وبلاگ > زیباکلام، صادق - پاسخ به سخنرانی مهندس محمد غرضی در دانشگاه کازرون قبل از عید

پاسخ به مهندس محمد غرضی
این یادداشت را من در پاسخ به مطالب جناب آقای غرضی اواخر اسفند ماه نوشته بودم که بواسطه تعطیلات عید به تاخیر افتاد.

جناب آقای مهندس محمد غرضی،


       با سلام و تحیات، بیانات جنابعالی را در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد کازرون در 20 اسفند سال جاری در سایتها خواندم. از جمله اینکه بنده را "کور" و مستحق اعدام به دست یک فلسطینی دانسته بودید. حقیقتش را بخواهید نه این بخش از مطالبتان، نه آن بخش که به آقای هاشمی رفسنجانی توهین کرده بودید و نه بخش های دیگری که اعراب را فاشیست و به اهل سنت هم درشتی کرده بودید خیلی برایم تازگی نداشت. نه حتی آن قسمت که ریشه فساد فعلی حاکم براقتصادمان را برگردن سیاست های تبعیض آمیز دولت آقای میرحسین موسوی در سی سال پیش انداخته بودید. شما نه نخستین ایرانی هستید که مملو از بغض و کینه نسبت به اعراب و در مقابل سر شار از تجلیل و ستایش از نژاد ایرانی هستید و نه آخرین آن. بسیاری از ایرانیان دیگرهم همچون شما سرشار از خود بزرگ بینی های جاه طلبانه، نژاد پرستی و تحقیر دیگران می باشند. محض اطلاع جنابعالی و سایر هموطنان نژاد پرست مان عرض می کنم که در حدود 160 سال پیش عده ایی در ایالت ماساچوست آمریکا دانشگاهی خصوصی را تاسیس کردند بنام MIT . همزمان با تاسیس آن دانشگاه مرحوم میرزا تقی خان امیرکبیر در ایران صدر اعظم است و از جمله تلاشهای وی آوردن علوم و فنون جدید به ایران و آشنا نمودن ایرانیان با این علوم می باشد. علوم و دانش هایی که روح اجداد بنده و شما ما هم از وجود آنها تا قبل از آن خبر نداشت. بد نیست شما و دیگران که اینقدر نژاد ایرانی را بالا می برید و دیگران را تحقیر می کنید یک نگاهی به این دواقدام تاریخی بیاندازید. دانشگاه MIT ظرف 160 سال گذشته 80 جایزه نوبل در رشته های مختلف علوم کسب کرده. البته اهدا جایزه نوبل از اوائل قرن بیستم شروع شده. اما اگر فرض بگیریم که از اواسط قرن نوزدهم یعنی هم زمان با تاسیس دانشگاه MIT اهداء نوبل مرسوم می بوده در آنصورت MIT هر دوسال یک نوبل دریافت کرده. اما از امیر کبیر پاشوره ایی آغشته به بخون در حمام باغ فین کاشان برجای ماند.اگر ما بجای آمریکایی ها می بودیم و فقط یکی از اساتید مان ظرف 160 سال گذشته یک نوبل دریافت کرده بود نه تنها خود را از اعراب ، افغانی ها و هر ملت و تمدن دیگر برتر و بالاتر می دیدیم بلکه خدا را هم از روی تکبر و خود بزرگ بینی بنده نبودیم. فقط یک کلام به جنابعالی عرض کنم که دسته گل ها و تاج گل های عظیمی که برای بزرگداشت ایرانیت می فرستیم ممکن است از باب باور و دلخوشی خودمان و مرحم گذاردن بر روی زخم های تاریخی مان اثر بخش باشد اما متاسفانه تاریخ و گذشته مان را تغییری نمی دهد. بعنوان مثال، بعد از موجی که در خصوص برسمیت شناختن اسراییل در جمع دانشجویان امام صادق(ع) بوجود آمد، بنده یک متن دو صفحه ایی در پاسخ یادداشتی که در روزنامه خراسان چاپ شده بود نوشتم که خراسان حتی یک سطر آنرا هم درج ننمود. پاسخم نه نظریه پردازی بود، نه تجزیه و تحلیل بود و نه تفسیر و تبیین سیاسی. بلکه صرفا طرح چند پرسش پیرامون تاریخ خاورمیانه ، فلسطین و اسراییل بود. ایکاش جنابعالی در کنار شعارهای تکراری و حملاتی که بواسطه برسمیت شناختن اسراییل نثارم کرده بودید و مستحق آن دانسته بودید که خونم توسط یک فلسطینی ریخته شود، یک سطر پاسخ به مطالب آن دو صفحه می دادید. اما نه جنابعالی و نه هیچ یک از عزیزان دیگری که بواسطه آن ابراز عقیده هر چه خواستند بمن گفتند حتی یک کلام نتوانسته بودند پاسخی به آن یادداشت در خصوص اسراییل بدهند.
نه آقای مهندس غرضی باز هم تکرار می کنم که هیچ یک از مطالب سخن رانی قبل از عید تان در کازرون باعث نوشتن این جوابیه نشد. الا یک نکته آنهم توهین و تحقیری که نسبت به آقای میر حسین موسوی روا داشته بودید. آن بخش که فساد امروز جامعه را به "سیاست های تبعیض آمیز" ایشان نسبت داده بودید آنقدر سطح بود که فکرکنم نوه تان در کلاس اول ابتدایی هم این استدلال را از پدر بزرگش نپذیرد که سیاست های دولتی در سی سال پیش باعث نابسامانی امروز ما شده باشد. نوه شما ازتان خواهد پرسید که پس مسئولین آن کشور در طی آن سی سال چه می کرده اند. اما نوه بزرگترتان سئوال عمیق تر و تلخ تری ازتان خواهد پرسید. اینکه شما سیاست های اشتباه و تبعیض آمیز مهندس موسوی و کاستی های آقای هاشمی رفسنجانی را کی متوجه شدید؟ آیا زمانی هم که با آنان همکاری می کردید متوجه شده بودید اما سکوت کردید یا آنکه بعد از حوادثی که بدنبال اعلام نتایج انتخابات 22 خرداد سال 88 اتفاق افتاد آن ضعفها را کشف کردید؟
نه آقای غرضی، آنچه دل انسان را به درد می آورد آنست که شما حتی یک حداقلی از انصاف،جوانمردی و صداقت را هم نگه نداشته اید. در انتقاد از آقای مهندس موسوی فرموده اید "(در حالیکه) عراق آمده بود به کرمانشاه و به ایلام رسیده بود،مهندس موسوس ترسیده بود و به خانه اش رفته بود." و ادامه داده بودید" این شان یک مسئول نیست که بیاید جنگ را رها کند......" واقعا که دست مریزاد. این بخش از سخن رانی تان که خواندم دلم برای خودم ، شما و هم نسلانمان که انقلاب کردیم سوخت که ما واقعا از نظر اخلاق و کرامت انسانی بکجا داریم می رویم؟ شما یک انقلابی هستید و نلسون ماندلا هم یک انقلابی. شما حاضر هستید مثل آب خوردن همه گونه دروغ و تحریف را بواسطه مصالح سیاسی به همکاران و هم رزمانتان نسبت دهید و نلسون ماندلا حاضر نشد حتی با دشمنانش رفتاری را که شما با د دوستان و یارانتان کردید بنماید. شما نه اولین کسی هستید که بخودتان اجازه میدهید به انسانی که در بند است و هیچ دفاعی از خود نمی تواند بکند هر چه دوست دارید نسبت دهید، و نه آخرین نفر خواهید بود. قبل از شما هم آقای دکتر علیرضا مرندی وزیر بهداشت و درمان دولت مهندس موسوی مطالبی را به ایشان نسبت دادند. براستی آقای مهندس غرضی شما برای کدام هدف مبارزه می کردید؟ آیا اخلاق هیچ جایی در آرمان های انقلابی شما نداشت؟


                                                                                         صادق زیباکلام
                                                               چهاردهم فروردین یکهزاروسیصدونودوسه

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 10:54 | لینک  | 

سلام . از محاسن پايان تعطيلات نوروزي يكي اين است كه فرصتي براي انجام كارهاي ناتمام بي پاياني كه هيچ وقت به پايان نميرسند فراهم ميكنند . يكي هم اين كه از همه دوستاني كه پيامك هاي تبريك سال نو ارسال نمودند ممنونم و سال خوب ؛ شاد ؛ رفاه ‘ سالم ؛ فرخنده و خجسته براي همه ايشان آروزمندم و تهنيت خود را اگر چه دير هنگام اما همراه با فروردين بهاري تقديم ميدارم .

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 9:6 | لینک  | 

مشکل سومی که علوم انسانی در چند دهه اخیر پیدا کرده این است که مرکز رانت خواری نخبگان سیاسی در داخل حکومت شده است. برخی ازدارندگان مدارک رشته دیگر صرفا به خاطر علاقه های سیاسی و اجتماعی، و نه علمی، وارد علوم انسانی شده اند و مدارکی هم گرفته اند تا بعد ها از آن برای رسیدن به پست و مقام و کسب شهرت و پرستیژ استفاده کنند. اکثر این ها هم از طریق رانت بوده است و دانشگاه​ها هم تا حدی برای تامین نیازهای مادی و پولی خود به گسترش سطوح عالی بویژه دکتری دست زده و با پذیرش بی رویه این بورسیه های نهادهای دولتی و انقلابی انبوهی از داوطلبان را وارد دانشگاه ها کرده اند که توان و ظرفیت تحصیل در این سطح را ندارند. یعنی با بورسیه نهادهای دولتی و انقلابی وارد شدند، اکثرا هم  چندان درس نمی خوانده ​اند و از طریق ارتباطاتشان مدارکی هم گرفته اند. ما این سه مشکل را در علوم انسانی داریم. الآن علوم انسانی در معرض هجوم رانت خوارانی است که از داخل دستگاه های دولتی با استفاده از بورس ها دارند می آیند و در عرصه های فوق لیسانس و دکترا رخنه می کنند و سطحی نگرند و با استفاده از نفوذشان در دانشگاه ها به مقام استادی نیز منصوب می شوند. معمولا هم تحت تاثیر نگرش های سطحی وارداتی تئوریک که بومی نیست هستند.

*ما خیلی وقت ها می بینیم خیلی از چهره های سیاسی اعضای هیئت علمی دانشگاه های انسانی می شوند. این چه تاثیری بر فضای علوم انسانی می گذارد؟

مسایلی که به آنها اشاره کردیم باعث شده است که علوم انسانی را با دید تحقیر نگاه می کنند. این نگاه تحقیر آمیز در سطح جامعه هم هست و می بینیم که می گویند علوم انسانی رشته ای است که تنبل ها می روند و از بد حادثه به آنجا پناه می برند. البته اقلیتی هم هستند که از سایر رشته ها علاقه دارند  و می آیند وپیشرفت هم می کنند اما این​ها بسیار استثنایی اند. بیشتر کسانی که دارای مقام در دولت یا نهادهای گوناگون بوده اند با استفاده از بورسیه​های دولتی یا سایر نهادها یا با پشتوانه بنیاد مالی خود در سطوح عالی علوم انسانی وارد می شوند و آن بینش سطحی را حاکم می کنند و از آنجایی که غرور زیاد و نفوذ سیاسی هم دارند با استفاده از این مدارک خود تبدیل به نخبگان سیاسی می شوند. خیلی از این ها شغل های فرهنگی و آموزشی به دست می گیرند. این​ها چون شناخت عمیقی ندارند سیاست​هایی پی​ریزی می کنند که سطحی است و آمیخته با سطحی نگری و مشکلات بسیار فراوان برای کشور و اجتماع به بار می​آورند.

*پیامد این مسئله چیست؟

اگر این مسئله چند سال دیگر ادامه پیدا کند ، در مسائل فرهنگی و اجتماعی ما فاجعه پیش می آید. این​ها شناختی عمیق از مسائل کشور ندارند. برنامه​ریزی هایی که بر اساس این شناخت نادرست هست کشور را به  انحراف می برد و در سیاست گذاری ها خارجی و داخلی به سمت عقب افتادگی می کشاند.

*شما فرمودید که در اکثر دورهها افرادی سر کار بوده اند که در رشته های مهندسی تحصیل کرده اند. الآن آقای روحانی دانش آموخته حقوق هستند که از رشته های علوم انسانی است. به نظر شما باید منتظر تغییر در این نگرشی که اشاره کردید باشیم؟

بینش مهندسی محوری که به علوم انسانی به دیده تحقیر نگاه می کند تا حد زیادی ساختاری شده است. ما امیدواریم دولت جدید تغیراتی را ایجاد بکند. البته همیشه این امیدواری بوده است که به این قضیه توجه کنند و برای علوم انسانی ارزش خاص خود را قائل بشوند. هنوز آغاز کار این دولت است و همیشه ما این امید را داشته ایم.

*در دوره جدید وزارت علوم خیلی تغییرها را در سطح روسای دانشگاه ها داده است. هنوز هم تکلیف دانشگاه تهران مشخص نشده است. به نظر شما دولت چگونه باید در انتخاب این روسا عمل کند که به علوم انسانی بهای بیشتری داده شود؟

اینکه باید به علوم انسانی توجه داده شود (با توجه به آن هجومی که به علوم انسانی شده و من اشاره کردم) ضرورتی است که دولت باید به آن دقت کند. ممکن است این در انتصاب روسای دانشگاه ها نمود داشته باشد و یا مدیران دیگر. اما به این معنی نیست که اگر روسای دانشگاه ها از رشته های علوم انسانی انتخاب شود همه چیز درست بشود. ما در دو دوره گذشته دانشگاه تهران روسا از علوم انسانی بوده​اند. مرحوم آقای عمید و آقای رهبر هردو از علوم انسانی بودند. بستگی به این دارد که آن ریشه های بنیادی شناخته شود. خیلی مهم نیست که رئیس دانشگاه از علوم انسانی باشد یا از علوم فنی و مهندسی. ما تعصب خاصی روی این مسئله که چه کسی رئیس بشود نداریم. اما علوم انسانی باید جایگاه خاص خود را داشته باشد و به آن احترام گذاشته شود.

ه نظر من باید برای علوم انسانی در وزارت علوم یک بخش و معاونت خاص در نظر گرفته شود. باید کسانی متولی امور علوم انسانی باشند که دغدغه آن را دارند. مسائل مختلفی در رابطه با علوم انسانی مطرح است. بنابر این علوم انسانی نگاه خاص خود را دارد و باید در جایگاه خودش به آن توجه کرد. در مدیریت وزارت علوم و همچنین در دانشگاه ها باید بخش خاصی را به این موضوع اختصاص دهند. حالا این را ممکن است شما با گذاشتن یک رئیس از رشته های علوم انسانی حل کنید و ممکن است با گذاشتن چنین فردی هم حل نشود. چراکه رئیس دانشگاه تهران مسئول کل دانشگاه است و چون هژمونی با رشته های غیر علوم انسانی است او هم نتواند کار عمده ای بکند. مثلا در زمان آقای عمید این بحث خیلی بود و آنچنان تحولی صورت نگرفت چراکه ساختار اینگونه است. بنابر این بهتر است یک بخش جداگانه خاص علوم انسانی را هدایت کند. من تعصب ندارم که حتما استادی ازعلوم انسانی رئیس دانشگاه بشود. ممکن یک استاد فنی هم خیلی خوب دانشگاه را اداره کند. ممکن هم هست که یک رئیس از علوم انسانی انتخاب کنند و نتواند کار خاصی را انجام دهد. اگرچه من معتقدم اگر یک رئیس فهمیده و لایق از علوم انسانی قرار بگیرد خیلی می تواند مفید باشد. در گذشته ها هم اگر توجه کنید افراد شهیر و شناخته شده جهانی از رشته های علوم انسانی ریاست دانشگاه را بر عهده داشتند. البته روسایی هم داشتیم که از رشته های فنی و علوم و گاه پزشکی بودند اما شناخت عمیق فرهنگی داشتند و نخبه بودند. یکی ازمشکلات این است که جریان​های سیاسی در عزل و نصب روسای دانشگاه ها سیاسی نگاه می کنند و می خواهند رئیسی بیاید که در قالب مدنظر جناح خودشان عمل کند و نه مستقل. بسیاری ازفرهیختگان رشته های دانشگاهی دوست ندارند که در این قالب های سیاسی قرار بگیرند.

 چگونه می شود این نگاه به علوم انسانی را تغییر داد؟

از طریق شور و مشورت با استادان و دانش پژوهان علوم انسانی و تبیین جایگاه آن. متاسفانه جایگاه علوم انسانی در دهه های اخیر با این عنوان که این علوم غربی هستند و از غرب می آیند و بومی نیستند مورد هجوم قرار گرفته است. البته تا حدی این بحث درست است اما برخورد نادرست و سیاسی با آن باعث تضعیف علوم انسانی شده است. آمدن رئیسی که علوم انسانی را بفهمد و انصاف هم داشته باشد بسیار تاثیر گذار است. علوم انسانی دانشگاه تهران در ایران اول است. ممکن است بین سایر دانشگاه​های ایران با دانشگاه تهران در رشته​های فنی رقابت هایی وجود داشته باشد ولی جایگاه نخست دانشگاه تهران به خاطر علوم انسانی آن است. دانشکده هایی مانند دانشکده حقوق و علوم سیاسی و دانشکده ادبیات از دانشکده های بسیار قدیمی این دانشگاه هستند که سنگ بنای این دانشگاه هم بشمار می روند. اگر رئیس دانشگاهی بیاید که علوم انسانی را بفهمد خیلی تاثیر گذار است.

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 14:52 | لینک  | 


داریوش ارجمند گفت:مسعود ده‌نمکی را درک نمی‌کنم، وی فیلم‌ساز نیست بلکه جوک‌ساز است.
کد خبر: ۲۸۵۶۲
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۸

گفتارنیوز: این بازیگر سینما در حاشیه مراسم پایانی جشنواره فیلم فجر در استان همدان با بیان این مطلب ادامه داد:البته این دیدگاه من است و ممکن است تاوان آن را هم بدهم.

وی ادامه داد: با این نگاه که همسایه‌ها یاری کنید تا من شوهر داری کنم نمی‌توان فیلم ساخت. البته وی از من برای بازی در فیلمهای خود دعوت کرده ولی من نمی‌توانم در فیلم‌های او، بازی کنم.

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 18:33 | لینک  | 


1- از الان استرس گرفتم واسه روبوسی عید؛ که دوبار باید بوس کنم یا سه بار. لامصب خیلی شرایط سختیه. یهو می خوای سه تا بوس کنی طرفو، اون دوتا بوس می کنه جا خالی می ده وسط جمع ضایع می شی!
2- تیرامیسو بیشتر بهش میاد یک نوع قربون صدقه شمالی باشه تا دسر!
3- هنوز تو شو آهنگ گلزار بودیم که فروتن هم آهنگ بیرون داد، دیگه باید منتظر آلبوم حمید معصومی نژاد خبرنگار اعزامی صدا و سیما از رُم باشیم!
4- یه فامیل خیلی خجالتی داریم یه شب اومد خونه بابام اینا. شب هم همونجا خوابید. صبح بهش گفتیم بفرما صبحونه گفت ممنون صبحونه خوردم!
5- خداییش دقت کردی؟ میری حموم آب داغو وا می کنی چهارصد ساعت وا میستی تا داغ شه! حالا کافیه تو دستشویی اشتباهی آب داغو و اکنی، تو بیست صدم ثانیه میرسه به 120 درجه سانتیگراد.
6- وقتی پشت آیفون می پرسی: «کیه؟» 95% مردم میگن «باز کن»، 5% باقیمونده هم میگن: «منم»! سواله می پرسیم؟
7- تو خونه ما عطسه کنی کسی نمیگه عافیت باشه، همه میگن بیا، بفرما، لُخت گشتی سرماخوردی!
- تو رادیو می گفت: به خرگوش هویج ندین، خوب نیس واسش! خب مگه ما چقدر از یه خرگوش می دونستیم که اونم گند زدی توش؟
9- به این فکر نکن چرا سبد کالا بهت تعلق نگرفت، به بقیه اطلاع رسانی کن که سبد کالا، سبد نداره!
10- یه بار واسم نامه رسید بعد نامه رو باز کردم و هی چی منتظر شدم مثل تو فیلما نویسنده نامه با صدای خودش نامه رو واسم بخونه نخوند! لحظه سختی بود، تمام باورهام فرو ریخت.
11- آقا من یه اعتراف دارم! اون بچه مردمی که همیشه پدر مادرتون ازش تعریف می کنن و بهتون سرکوفتشو میزنن، منم... حلالم کنید.
12- یکی از بزرگترین دغدغه های زندگیم اینه که وقتی یکی داره باهام حرف میزنه من باید تو کدوم چشمش نگاه کنم؟ راست؟ چپ؟ وسط پیشونیش؟ دماغش؟ هیچکدام؟
13- تو یه پاساژ راه می رفتم که یهو خوردم به یه نفر و اون افتاد زمین. سریع رفتم بلندش کنم و گفتم واقعا عذرخواهی می کنم و وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنی هست که جلوی مغازه میذارن. اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه می کنه و یه لبخند تمسخرآمیز هم رو لباشه. بهش گفتم خنده داره؟ من فکر کردم آدمه. یارو چیزی نگفت، خوب که دقت کردم دیدم همونم یه مانکن دیگه است.
14- تنها راهی که همه مردم مجبور بشن از زیر گذر چهار راه ولیعصر استفاده کنند اینه که اطراف چهار راه رو مین گذاری کنن، خندق بکنن، بعد تمساح بندازن توش. البته باز یه راهی پیدا میشه که از زیرگذر استفاده نشه بدون شک!
15- حالا عکس تو برف تموم شد، تا چند روز دیگه ولنتاینه: من و عشقم. من و کادوهام. من و این خرس کوچولو. من واین خرسِ گونده با کادوش. من و جوجوم! من وخرم! والا!
16- بهترین راه خودکشی: بری وسط کویر ساقه طلایی بخوری ... بد میگم؟ با چایی هم میخوری باز تشنه ات میشه! معلوم نیس از چی ساختن.
17- یه داستانِ قدیمی هم هست که میگه: وقتی یه دختر لباس میخره، امکان نداره جلوی آینه باهاش نرقصه!
18- دوست عزیز به مهمونی یا مسافرت می ری سعی کن خوش بگذرونی، ماموریت عکاسی که نرفتی از هر سکانست عکس می گیری!
19- مامانم: پاشو بیا شام بخور
- نمی خورم ...
مامانم: باشه نخور!
دو دقیقه بعد: نخور ببینم کجا رو می گیری! سه دقیقه بعد: نخور فشارت بیفته ضعف کنی! چهار دقیقه بعد: نخور از گشنگی بمیری؛ شکل اسکلت شدی از بس غذا نمیخوری! ... همش منو دِق بده ... بیــــــــــــــا کوووفت کن میخوام جمع کنم...!
20- دیروز سر چار راه یه نفر اومد گفت: گل می خوای؟ منم مثل فیلما پنج تومن دادم و گفتم همشو بده. بعد یارو گفت: ببخشید آقا دونه ای چهارتومنه! تو عمرم انقدر تحقیر نشده بودم.
21- غیرممکنه توی مدرسه های ایران درس خونده باشی و این جمله رو نشنیده باشی: ببینید همه تون صفر بشین، یه دوزاری از حقوق من کم نمی کنن. همتونم 20 بشین یه دوزاری به حقوق من اضافه نمی کننن!
22- اتاق دخترا مرتبه تا وقتی که نوبت می رسه به: حالا من چی بپوشم؟
23- این روزا! اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن سریع فرار کنین ... قضیه خونه تکونی عیده!
24- دوستای صمیمی وقتی بهشون فحش می دی ناراحت نمیشن ... اول می خندنبعد یه فحش بدتر بهت می دن!
25- توی ایران واسه رانندگی یا باید گواهینامه داشته باشی یا نیسان!
26- تفاوت قصه گفتن والدین من با بقیه؛ والدین اونا: یکی بود یکی نبود ... یه پری کوچولو بود که ...
والدین من: یه روز یه جن از یه قبرستون اومد بیرون و گفت اومدم اون بچه ای که نمیخوابه رو بخورم ... منم هر شب غش می کردم ولی اینا فکر میکردن خوابیدم!
27- این دخترایی که عکس چشمشونو میزارن رو پروفایلشون: اینا هنوز دماغاشونو عمل نکردن!
28- به سلامتی اون گارسونی که وقتی برای بار اولت رفتی تو یه رستوران و گفتی «همون همیشگی»، تو رو جلوی دوستات ضایع نکرد و رفت گرون ترین غذاشونو آورد که دوباره از این غلطای زیادی نکنی!
29- توی همایش روابط زناشویی، سخنران از خانم هاا حاضر در جلسه خواست تا در همون لحظه به شوهراشون با اس ام اس بگن «عاشقتم» و بعد جواب های رسیده رو بلند در سالن بخونن. حالا به تعدادی از جواب ها توجه کنید:
1- با من بودی؟
2- متوجه منظورت نمیشم؟
3- باز ماشین رو کجا کوبوندی؟
4- چقدر پول لازم داری حاشیه نرو.
5- چیه باز امشب مامانت اینا دعوتن خونمون؟
6- یه راست برو سر اصل مطلب ...
7- باز چه دسته گلی به آب دادی؟
30- کافیه از یکی خوشت بیاد، یا میمیره، یا فلج میشه، یا عاشق یکی دیگه اس؛ در بهترین حالتم میره خارج!
31- برنامه بفرمایید شام کم کم بهمون میفهمونه که در این چند سال، فرار «سیرابی»ها بیشتر از «مغز»ها بوده!
32- از رمانتیک ترین صحنه های زندگی هر آدمی اونجاییه که اولین نفر باشه که بشقاب ته دیگ به دستش میرسه، واسه چند ثانیه حس پادشاهی بهت دست میده!
33- همیشه یه مسواک مرموز تو دستشویی هست که معلوم نیست صاحبش کیه!
34- خرج عروسی رو که ما پسرا میدیم اونوقت می گن «عروسی». خونه ام که ما پسرا می گیریم میشه خونه «عروس». از اون بدتر جونت درمیره کار می کنی یه ماشین می خری اونم میشه ماشین «عروس». دیگه بدتر 4 روز دیگه بچه برادرت به مامانش میگه مامان مامان بریم خونه زن عمواینا! اون وقت دخترا میگن حقشون ضایع شده!
35- به بعضیام باید گفت: دوست عزیز در آیین نامه بخش حق تقدم، اشاره ای به قیمت خودروی شما نشده است!
36- صدای اس ام اس گوشیم اومد، از اتاق دویدم سمت گوشیم، بابام تا منو دیده می گه: اس ام اس اومده پسرم استخون که نیست. واقعا مرسی بابا!
37- این سامان گلریز (برنامه بهونه) کلا آشپزی ایرانیو زیر سوال می بره: غذای مورد نظر: سبزی پلو با ماهی. مواد لازم: بستنی دایتی، تک ماکارون. سس رژیمی دلپذیر ... دنت شکلاتی!
38- گاهی یه چیزایی تو یخچال پیدا می کنم که فقط دو سه سال از خودم کوچیک ترن!
39- بالاخره حکمت «آی سی یو» رو در بیمارستان دریافتم. جمله ای حکیمانه از جناب عزراییل خطاب به بیمار: I SEE YOU!
40- امیدوارم شانه تخم مرغ تان در راه بشکند، در برنج تان فضله موش ببینید، قوطی روغن تان سوراخ و حبه پنیرتان تاریخ گذشته باشد! (انجمن دلشکستگان فاقد سبد کالا)
41- از چیزایی که علم فیزیک نتونسته ثابت کنه اینه که بدن انسان چطوری دوتا استکان چایی می گیره دو لیتر تحویل می ده! والا!
42- داداشم مث این شوفر اتوبوسا یه فلاسک چایی گذاشته پایین میز کامپیوتر همینطور که نگاش به مانیتوره خم می شه میارتش بالا... انگار قراره ماشین از جلو بیاد!
43- دختره اومده بود عطاری به فروشنده میگه:
1000 تومن زردچوبه بده
1000 تومن فلفل سیاه بده ...
بعد از اینکه فروشنده کشیده داده، بعد دختره میگه خب آقا چقدر میشه؟
44- سیب زمینی بخریم، ماشین دربست بگیریم تا شهرک صنعتی ساوه ببریم، بدیم کارخونه مزمز برامون چیپسش کنه، بریزه تو دستمون بیاریم ... خیلی ارزون تر درمیاد از اینی که میفروشه. تازه هواشم کمتره!
45- اصن اوضاع به هم ریخته! کار داره به جایی میرسه که اگه 10 دقیقه تو خیابون سرپا وایسی، یهو پارکبان میاد یه کاغذ میچسبونه رو بلوزت و پول میخواد...!
46- خانمه نوشته: امروز بعد از سه ماه ورزش و رژیم، واستادم جلوی شوهرم. برگشته میگه: حالا دیگه فقط اخلاقت بیخوده!
نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 9:47 | لینک  | 

یک کارشناس رسانه گفت: حکمران خوب کسی است که با مردم ارتباط مستقیم داشته باشد و به جای قدرت از اقتدار استفاده کند.
 فرهاد ابوالفتحی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کرمانشاه، با اشاره به راه اندازی وب سایت مهندس ابراهیم رضایی بابادی، استاندار کرمانشاه به نشانی  http://www.rezaeibabadi.com ، اظهارکرد: در دنیای کنونی امکان ایجاد ارتباط مستقیم با همه مردم تنها از طریق رسانه های نوین همچون وبسایت، وبلاگ، ایمیل و ... وجود دارد که استاندار کرمانشاه به درستی این کار را انجام داده است.
وی افزود: در دنیای مدرن با دو مفهوم حکمرانی و حکومت مواجه ایم که تفکیک این دو حوزه بر عهده اندیشمندان حوزه علوم سیاسی است، اما متخصیصن حوزه ارتباطات در این راستا معتقدند که در حکمرانی، طبقه آگاه سعی می کند از روشهایی استفاده کند که بتواند رضایتمندی مردم را برای خود جلب کند.
این مدرس رشته ارتباطات اظهارکرد: حکمران خوب با جلب رضایتمندی مردم به جای استفاده از قدرت از اقتدار استفاده می کند.
ابوالفتحی تصریح کرد: یکی از ابزارهای کسب اقتدار برای یک حکمران، برقراری ارتباط مستقیم با مردم است که یکی از روشهای برقراری این ارتباط مستقیم در دنیای کنونی استفاده از روشهای نوین رسانه ای همچون ایجاد وبسایت، وبلاگ، ایمیل و ... است که حکمران را از برقراری روش رو در رو با همه مردم که عملا ممکن نیست، بی نیاز می کند.
وی خاطرنشان کرد: حکمران بر خلاف حاکم کسی است که پاسخگوست و لذا حکمران خوب کسی است که با ایجاد ارتباط با مردم به سوالات آنها پاسخ می دهد.
این مدرس رشته ارتباطات دانشگاه های استان کرمانشاه گفت: در متون دینی ما، از رییس یا مدیر تحت عنوان مسئول یاد شده است و مسئول از کلمه سوال می آید و منظور کسی است که مورد سوال قرار می گرد. بنابراین پاسخگو بودن به سوالات مردم و افکار عمومی از اصلی ترین وظایف یک حکمران است.
ابوالفتحی افزود: از مدلهای مدیریت، مهمترین و کارآمدترین مدل، مدیریت مشارکتی است که شخص مدیر می تواند با مشارکت گرفتن مردم امورات را پیش ببرد و از سویی دیگر این مشارکت دادن مردم در ارائه ایده ها و نظرات می تواند منجر به جلب رضایت آنها از حکمرانی نیز شود.
وی تصریح کرد: وقتی می بینیم که یک مدیر به نظرات مردمی اهمیت می دهد طبیعتا از پشتیبانی مردمی نیز برخوردار خواهد شد.


نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 0:18 | لینک  | 


معادل ۳۲۸ سال حق ماموریت یعنی ۴ میلیون تومان حق ماموریت روزانه برای ۸ سال بدون حتی یک روز ماموریت! و روزی ۱۸۱ هزار تومان پول غذا، از هزینه‌های تحمیل شده یکی از مدیران دولت احمدی‌نژاد به بودجه کشور و بیت المال است.
........................................................................................................................................
 خبر کوتاه بود، حق ماموریت ۱۲ میلیاردی یک مدیر دولت محمود احمدی نژاد از محل بیت المال بدون انجام حتی یک روز ماموریت. قاضی ناصر سراج رئیس سازمان بازرسی کل کشور به این خبر در همایش اقتصاد مقاومتی اشاره کرد. انتشار این خبر کوتاه درحالی که بسیاری از کارکنان قراردادی دستگاههای اجرایی در استانها حقوقشان به یک میلیون تومان هم نمی رسد، ما را بر آن داشت تا با بررسی و محاسبه بر اساس مصوبات قانونی چند و چون چگونگی پرداخت این حق ماموریت را مورد بررسی و ارزبابی قرار دهیم.

ماموریت و حق ماموریت

به گزارش سلام نو به نقل از پیام نو، مطابق آئین نامه فوق العاده روزانه موضوع بند ” ث ” ماده ۳۹ قانون استخدام کشوری و اصلاحات بعدی آن ، فوق العاده روزانه در داخل کشور به مستخدمینی که به عنوان مامور جهت انجام وظیفه موقت به خارج از محل خدمت خود اعزام مي‌شوند و ناچار به توقف شبانه هستند پرداخت مي‌شود.در صورتی که مستخدم ناچار به توقف شبانه در محل ماموریت خود نباشد ، نصف فوق العاده به وی پرداخت خواهد شد منوط به این که مدل ماموریت حداقل ۳۰کیلومتر با محل خدمت فاصله داشته باشد. بر همین اساس هرگونه تخلف در انجام ماموریت به صورت ماموریت غیر واقعی و پرداخت فوق العاده روزانه بیشتر از مدت انجام شده موجب تصرف در اموال عمومی و دارائی عواقب شرعی و قانونی مي‌باشد.بر همین اساس پیشنهاد دهنده ، تائید کننده و دریافت کننده متخلف شناخته مي‌شود.

مبنای پرداخت حق ماموریت
بر اساس بند ۱۱ آئین نامه اجرایی فصل اول قانون خدمات مدیریت کشوری ، مبنای محاسبه و پرداخت حق ماموریت تا ابلاغ دستورالعمل های مربوط به تعیین فوق العاده ماموریت روزانه کارمندان به شرح ذیل محاسبه خواهد شد:
میزان فوق العاده مذکور به ازای هر روز ماموریت معادل یک سی ام حقوق و فوق العاده های مشمول کسور بازنشستگی قابل پرداخت مي‌باشد. سایر موارد مطابق آیین نامه فوق العاده روزانه موضوع بند (ث) ماده (۳۹ ) قانون استخدام کشوری مصوب ۲۴/۶/۱۳۵۲ و اصلاحات بعدی آن خواهد بود.

۳۲۸ سال ماموریت برای حق ماموریت ۱۲ میلیاردی
با توجه به بند ۱۱ آئین نامه اجرایی فصل اول قانون خدمات مدیریت کشوری که فوق العاده روزانه ماموریت مامورین دولت را معادل یک سی ام حقوق و فوق العاده های مشمول کسور بازنشستگی دانسته است ، با فرض حداقل مبلغ سی میلیون ریال(معادل سه میلیون تومان) به عنوان حقوق این مدیر استانی، فوق العاده روزانه ماموریت این مدیر براساس بند ۱۱ آئین نامه یاد شده معادل روزانه یک میلیون ریال(یکصد هزارتومان) خواهد بود. با یک محاسبه ساده و تقسیم ۱۲ میلیارد تومان حق ماموریت دریافتی بر حق ماموریت روزانه یکصد هزار تومان، مدیر دولت احمدی نژاد باید چیزی حدود ۱۲۰٫۰۰۰ روز (یکصد و بیست هزار روز) در ماموریت تشریف مي‌داشتند یعنی معادل ۳۲۸ سال.

فوق العاده ماموریت روزانه ۴ میلیون تومانی
از سوی دیگر اگر با رعایت بند ۱۱ آئین نامه اجرایی فصل اول قانون خدمات مدیریت کشوری به این مدیر دولت نهم و دهم محمود احمدی نژاد حق ماموریتی ۱۲ میلیارد تومانی با فرض انجام خدمت از روز آغاز دولت تا پایان دولت پرداخت شده باشد ، مي‌بایست برای ۲۹۲۰ روز خدمت مدیریتی این مدیر در حال ماموریت روزانه معادل روزانه ۴۱٫۰۹۵٫۸۹۰ ریال یعنی حدود ۴ میلیون تومان پرداخت گردد، که در صورت پرداخت بر این مبنا و با توجه به بند ۱۱ آئین نامه اجرایی قانون مدیریت خدمات کشوری حداقل حقوق این مدیر استانی دولت عدالت محور چیزی معادل ۱۲۰ میلیون تومان خواهد بود.

روزانه ۱۸۱ هزار تومان حق غذا برای ۸ سال
قاضی ناصر سراج در خصوص این مدیر استانی اشاره کوتاهی به پرداخت ۵۳۰ میلیون تومان پول غذا بابت ماموریت های نرفته ۱۲ میلیاردی این مدیر نموده بود ، که بررسی ها نشان مي‌دهد این مدیر خدمتگذار در صورتی که این مبلغ را برای هشت سال حضور در دولت های نهم و دهم دریافت کرده باشد ، پول غذای روزانه ای که بابت هر روز در طی این هشت سال به وی پرداخت شده معادل ۱٫۸۱۵٫۰۶۰ ریال (یکصد و هشتاد و یک هزار تومان) مي‌شود. اینها در حالی است که محمود احمدی نژاد رئیس دولت های نهم و دهم بارها در اظهارات خود دولت نهم و دهم را پاکدست ترین دولت های تاریخ ایران خوانده بودند. آیا آمار و ارقام ارائه شده در این گزارش با ادعای رییس پیشین دولت نسبتی دارد؟

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 8:32 | لینک  | 

حمود سريع القلم، استاد نام آشناي روابط بين الملل دانشگاه شهيد بهشتي كه هفته گذشته به دليل حاشيه هاي نه چندان مهم حضورش در داووس حاشيه ساز شده بود، صبح ديروز شنبه سوم اسفندماه در نخستين پنل تخصصي همايش «هم انديشي نظام قراردادهاي صنعت نفت»كه در مركز همايش هاي بين المللي صدا و سيما برگزار شد، به بيان مشاهداتش از داووس پرداخت و آمار و ارقامي ارائه كرد كه نشانگر سطح توسعه و وضعيت كشورهاي مختلف دنيا در زمانه ما است. او در اين سخنراني با عدد و رقم تحولات جهان را نه به سمت انحطاط كه در راستاي انتقال بزرگ ارزيابي كرد. در روايت سريع القلم كشورهاي آسيايي نقش مهمي در آينده اقتصاد و سياست جهان ايفا مي كنند و اين وظيفه ما است كه با در نظر داشتن اين تحولات به كل كشور فكر كنيم.

به گزارش اعتماد سريع القلم صحبتش را با اشاره به تخصصش در علوم انساني آغاز كرد و گفت: ما در علوم انساني وقتي بخواهيم علت يا علل رخ دادن يك پديده را مشخص كنيم، نمي توانيم تعداد دقيق آنها را بيان كنيم بلكه بايد سعي كنيم كه كانون مسائل را مشخص كنيم. يك پزشك هم وقتي مي خواهد علت يك بيماري را بررسي كند، كانون آن مشكل را استخراج مي كند. در علوم انساني نيز وضع به همين منوال است. به نظر من اگر بخواهيم مسائل ايران را بررسي كنيم، نمي توانيم بگوييم به طور دقيق كه مثلاايران 125 مشكل دارد كه با رفع آنها ايران يك كشور پيشرفته مي شود.

سريع القلم در ادامه به مشكل اساسي توسعه در ايران از منظر خودش پرداخت و گفت: از نظر من به عنوان يك دانشجوي علم سياست و روابط بين الملل، علت العلل مسائل ما آن است كه ايران در سطح مديريتي يك كشور بين المللي نيست. تا زماني كه ما بين المللي نشويم، بسياري از مسائل ما حل نخواهد شد. موضوعاتي چون رقابت، كارآمدي، تخصص، سيستم سازي و عقلانيت براي آنكه در زمان كوتاهي ظرفيت حل شدن در وضعيت ما را داشته باشند، نيازمند آن است كه ما هرچه سريع تر در مدارهاي بين المللي قرار بگيريم. اتفاقا بين المللي بودن ما ايرانيان موافق طبع ما است. ايرانيان بسيار جهان مدار هستند. تاريخ و جغرافياي ايران به عنوان يك عامل تعيين كننده اين موضوع را نشان مي دهد. به عبارت ديگر ما ايرانيان نه فقط به خاطر انتخاب هايمان كه بلكه به دليل جبر جغرافيايي و تاريخي و اهميت بين المللي مان در منطقه، بايد هر چه سريع تر در مدارهاي بين المللي قرار بگيريم.

دكتر سريع القلم اما شرط بين المللي شدن را شناخت جهان خواند و گفت: شناخت جهان در كشور ما بسيار ضعيف است. امروز كشور چين يكي از قطب هاي مهم سياسي و اقتصادي و مالي جهان است، اما در ايران حتي يك مركز چين شناسي نداريم. امروز 95 درصد كشورهاي جهان به يك اصول و اهداف مشترك براي توسعه رسيده اند كه مورد اجماع جهاني است. اگر اين اصول به ايران نرسيده به دليل بحران شناخت ما از تحولات بين المللي است. نويسنده «عقلانيت و آينده توسعه يافتگي در ايران» در ادامه به بيان اين اصول پرداخت و گفت: نخستين اصل آن است كه مهم ترين هدف يك كشور افزايش ثروت ملي است. دوم همكاري هاي به هم تنيده دولت ها، بنگاه ها و دانشگاه هاست، سوم همگرايي منطقه يي- اقتصادي است. امروز همگرايي منطقه يي اقتصادي تا اندازه يي به دلايل علمي و تحولات عمومي جهاني، جايگزين جهاني شدن و جهان گرايي شده است. اصل چهارم حل و فصل سريع اختلافات غيراقتصادي ميان يك كشور و همسايگان آن كشور است. اصل پنجم آن است كه ثبات سياسي و رضايت مندي عامه مردم نتيجه آن است كه حداقل نرخ رشد اقتصادي در يك كشور بايد 3 درصد باشد. مهم ترين گروه اجتماعي كه هيات حاكمه يك كشور مي تواند به آنها اتكا كند، طبقه متوسط است كه توليد ثروت، ثبات سياسي و آينده يك كشور براي آنها اهميت دارد. اصل ششم برنامه ريزي براي حفظ محيط زيست است.

دكتر سريع القلم در ادامه براي تشريح اين اصول اطلاعاتي از برخي كشورهاي دنيا با استفاده از مشاهداتش در داووس بيان كرد و گفت: از ميان كشورهاي «آسه آن» (ASEAN) يعني 10 كشور آسياي جنوب شرقي، اندونزي در سال 2012، 204 ميليارد دلار صادرات داشته است. اين كشورها 2/2 تريليون دلار توليد ناخالص داخلي (GDP) دارند. مجموعه فعاليت اين كشورها هم رديف برزيل است و از روسيه بيشتر است. اين كشورها براي همگرايي ميان خودشان برنامه ريزي كرده اند. بر اين اساس تصميم گرفته اند طي يك دهه آينده 540 هزار مايل جاده بكشند و 11 هزار و 700 مايل ريل آهن بين خودشان تاسيس كنند. كشور بعدي كه اطلاعات آن را مي گويم، كره جنوبي است. درآمد سرانه كره جنوبي 23 هزار دلار است، نرخ رشد اقتصادي آن در نيم قرن اخير حداقل 7 درصد بوده است. ارزش صادرات و واردات اين كشور 2/1 تريليون دلار بوده است. كشور بعدي تركيه است. در سال 2012، 36 ميليون توريست و گردشگر از تركيه بازديد كرده اند. نرخ رشد اقتصادي تركيه در يك دهه گذشته حداقل 8 درصد بوده و طي 10 سال گذشته، 10 هزار كيلومتر اتوبان در اين كشور ساخته شده است. درآمد سرانه اين كشور 10 هزار و 500 دلار است و در سال 2012، 67 ميليارد دلار صادرات محصولات كشاورزي تركيه بوده است. كشور بعدي لهستان است. 106 ميليارد دلار طي 5 سال آينده از طرف كشورهاي اتحاديه اروپا در اين كشور سرمايه گذاري خواهد شد. اتحاديه اروپا در 10 سال گذشته 40 ميليارد دلار براي ساختار عمراني لهستان سرمايه گذاري كرده است. حداقل نرخ رشد اقتصادي لهستان 4 درصد است و 46 درصد از توليد ناخالص داخلي اين كشور براي صادرات بوده است.

دكتر سريع القلم در ادامه بر اهميت كار اقتصادي چند جانبه و منطقه يي و بيرون آمدن از الگوهاي صرفا داخلي تاكيد كرد و گفت: منطقه نفتا در شمال امريكا (كشورهاي كانادا، امريكا، مكزيك) نشان مي دهد كه در سال 1993 تجارت ميان اين كشورها 290 ميليارد دلار بوده است، در حالي كه در سال 2012 به 1/1 تريليون دلار رسيده است. اين پيشرفت چشمگير به دليل قفل شدن اين كشورها و يادگيري متقابل است. كشور مكزيك كه ما آشنايي بسيار كمي با آن در حوزه علمي و اجرايي داريم، با 40 كشور جهان قرارداد تجارت آزاد بسته و بخش خصوصي اين كشور با مفاهيم كيفيت، رقابت و سرمايه گذاري آشنايي بسيار نزديكي دارد. 20 سال گذشته 75 درصد صادرات كشور مكزيك را نفت تشكيل مي داد، در حالي كه امروز 75 درصد صادرات اين كشور كالاست. درآمد سرانه اين كشور در سال 1994، 4500 دلار بوده است، در حالي كه امروز به 9700 دلار رسيده است.

دكتر سريع القلم در حالي كه اين اعداد و ارقام را درباره شاخص هاي توسعه كشورهاي مختلف بيان مي كرد، بر اهميت ذهن كمي و رقمي و آماري در سياستگذاري ها تاكيد كرد و گفت: طي 20 سال آينده 35 هزار هواپيماي ايرباس در دوبي بايد ساخته شود، اين امر به دليل تقاضاي بالايي است كه در دنيا وجود دارد. ارزش اين تعداد هواپيما 8/4 تريليون دلار است كه 35 درصد تقاضاي اين هواپيماها در منطقه آسيا خواهد بود. حدود 35 كشور در دنيا براي توليد اين هواپيماها با يكديگر همكاري مشترك خواهند داشت. سهم نرخ رشد از كل نرخ جهاني بين سال هاي 82 تا 87، 8/29 درصد بوده است، حال آنكه اين رقم امروز 9/13 درصد رسيده است. دكتر سريع القلم در ادامه با اشاره به كهنه بودن متوني كه در علم سياست در ايران آموزش داده مي شود، گفت: متوني كه ما در ايران مي خوانيم و مورد بحث قرار مي دهيم، تقريبا به 55 سال گذشته برمي گردد، يعني در كشور ما هنوز صحبت از غرب است، در حالي كه ديگر غربي در كار نيست.

نرخ رشد از كل جهان در مورد چين 35 سال گذشته 9/9 درصد بوده، اما امروز به 6/33 درصد رسيده است. اين رقم در مورد چين از 8/3 درصد به 4/9 درصد رسيده است و در مورد ژاپن از 3/10 به 4/1 درصد رسيده است. مديريت درآمد نفت در نروژ نشان مي دهد كه اين كشور 720 ميليارد دلار در صندوق ذخيره ملي اش اندوخته دارد. طبق قانون اين كشور تنها 4 درصد از اين رقم را مي تواند در بودجه جاري مورد مصرف قرار دهد، يعني طبق مقررات نروژ 96 درصد از درآمد نفتي اين كشور بايد بيرون از اين كشور سرمايه گذاري شود و 5/2 درصد مالكيت هر شركتي كه در اتحاديه اروپا ثبت شده متعلق به ذخاير نفتي كشور نروژ است. امروز تمامي احزاب و پارلمان در نروژ با يكديگر براي توافق بر سر اجماع جهت بهره برداري بيشتر از اين درآمد نفت با يكديگر بحث مي كنند، تا به توليد علم، فناوري و ايجاد ساختار عمراني وسيع تر در اين كشور بپردازند.


دكتر سريع القلم در تشريح تحولات بين المللي پيش رو گفت: كاهش طبقه متوسط در اروپا و امريكاي شمالي و افزايش آن در آسيا و امريكاي لاتين يكي از اين تحولات است. اين امر نشان مي دهد كه ما اگر بخواهيم يك استراتژي ملي تدوين و به آينده اقتصاد ايران طي يك دهه ديگر توجه كنيم، بايد توجه ويژه يي به منطقه آسيا به دليل افزايش طبقه متوسط و به طور طبيعي افزايش مصرف گرايي داشته باشيم. منطقه آسياي مركزي و قفقاز به واسطه بين المللي شدن اين منطقه به شدت در حال رشد است. من اخيرا اين نكته را در داووس ديدم كه همه كشورهاي آسياي مركزي در قفقاز به طور فعال حضور داشتند و قراردادهاي قابل توجهي با كشورهاي مهم دنيا منعقد كردند. با توجه به افزايش جمعيت و تقاضا براي غذا، سطح درآمدي و توليدات كشاورزي ارتقا يافته است.

دكتر سريع القلم سپس به مقايسه سطح رقابت پذيري كشورها پرداخت و گفت: نخستين كشور سوييس است، كشور دوم سنگاپور است، آلمان در رده چهارم جهان و قطر در رده سيزدهم است. كشور امارات نوزدهم و چين، بيست و نهم است. كشور مالزي در رده 34 و جمهوري آذربايجان 39 و تركيه 44 است. اينها در حالي است كه ايران در رده 82 قرار دارد. دكتر سريع القلم در ادامه به تحولاتي كه در سطح بين المللي در دنيا در حال وقوع است، اشاره كرد و گفت: آمار شركت هاي چندمليتي در دنيا از نكاتي است كه بسيار حايز اهميت است. اين آمار نشان مي دهد كه در سال 2003 كشورهايي كه در حال توسعه بودند، تنها 19 شركت چندمليتي داشتند، امروز اين كشورها 127 شركت چندمليتي دارند و اين به معناي 670 درصد افزايش است، در حالي كه كشورهاي توسعه يافته سنتي جهان يك دهه پيش 481 شركت چندمليتي داشتند و حالا173 شركت چندمليتي دارند و اين نشانگر كاهش 22 درصد در سطح جهان است. اين پيشرفت بدان معناست كه در سال 2020، 50 درصد از رشد توليد ناخالص داخلي در سطح جهاني از آن كشورهاي «بريكس» يعني كشورهاي برزيل، روسيه، هند، چين و آفريقاي جنوبي خواهد بود. هر ساعت در دنيا 800 ميليون توئيت (twit) صورت مي گيرد. جمعيت كنوني آفريقا يك ميليارد نفر است در حالي كه اين جمعيت در سال 2050 به 2 ميليارد نفر خواهد رسيد. امروز ما در دنيا 25 ابرشهر داريم، در حالي كه تعداد آنها طي 10 سال آينده به 35 شهر خواهد رسيد.

سريع القلم اتفاق مهمي كه در جهان در حال وقوع است و در نسل جوان ايران نيز مشهود و اميدواركننده است را معقول و منطقي شدن انسان ها به دليل گسترش دنياي مجازي خواند و گفت: اين امر باعث مي شود انسان ها از حسي بودن و مزاجي بودن دور شوند. ذهن و مغز جديد انسان ها به دليل اتصال با ذهن مجازي جهان در حال رشد است. در داووس 2014 تنها 9 ميزگرد تخصصي در رابطه با مغز و ذهن نوين انسان تحت عنوان hyperconnectivity and rewiring the brain برگزار شد. اگر بخواهم به يك نمونه از اهميت اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي جهان مجازي اشاره كنم، بايد آمار فروش بازي هاي كامپيوتري در امريكا در سال 2013 اشاره كنم كه 25 ميليارد دلار بوده است.

دكتر سريع القلم فهم غالب ما در ايران از جهان را به دوره جنگ سرد مختص دانست و گفت: ما به طور عميق از جهان فناوري، صنعت، آموزش و همكاري هاي منطقه يي و بين المللي بي اطلاع هستيم. ما نسبت به جهان ذهنيت داريم و نه شناخت. يعني الان كساني كه عموما بولتن مي خوانند و اطلاعات دقيقي از جهان ندارند، بلكه شبح و ذهنيتي از جهان دارند و بر اساس intuition فكر مي كنند و ذهن شان بر اساس اطلاعات و آمار دقيق تشكيل نشده است، تصور مي كنند كه جهان در حال فروپاشي است، در حالي كه اطلاعاتي كه من ارائه كردم نشان مي دهد جهان در حال انتقال بزرگ است و شهروندان در اكثر كشورهاي دنيا كه شامل آفريقا هم مي شود، امروز از زندگي بهتري برخوردار هستند.

دكتر سريع القلم در پايان به بيان پيش نيازهاي توسعه ايران پرداخت و گفت: نخست شناخت علمي و واقعي از جهان: دوم شناخت واقعي و علمي از ايران: سوم معيار اثرگذاري در جهان امروز حتي در حوزه فرهنگ، شاخص هاي اقتصادي و فناوري هستند: چهارم تقويت ساختارهاي قانوني و قضايي در داخل ايران: پنجم قوه مقننه و قوه قضاييه موثرتر: ششم افزايش امكانات مالي و سرمايه گذاري مساوي است سياست خارجي تعاملي. به نظر من به عنوان كسي كه تحولات دنيا را روزانه دنبال مي كند، انرژي تقابل با ايران متمركز در عربستان و اسراييل است. اگر كشور ما به فكر يك راهبرد بنيادي براي سياست خارجي تعاملي است، بايد در رابطه با فعاليت هاي اين دو كشور و انرژي تقابلي در مقابل ايران به وجود آورده اند، فكر بكند. از ديگر پيش نيازهاي توسعه پذيرفتن بيشتر تفاوت هاي فكري و رويكردي در كشور، دستيابي به اجماع پيرامون رهيافت هاي كل كشور طي يك دهه آينده، افق و سياستگذاري نرخ رشد 5 درصدي در ايران كه ضامن حل و فصل بسياري از نارسايي ها در كشور خواهد بود، ميل مشترك سياستگذاري خارجي و الزامات توسعه اقتصادي و نهايتا اينكه فكر كردن به كل كشور نه يك گروه خاص.
نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 13:49 | لینک  |