تبليغاتX
عبرت بي اعتبار

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

strUrl="comments/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; }

سلام
۱. نه چندان بزرگم
که کوچک بیابم خودم را
نه آنقدر کوچک
که خود را بزرگ ...
گریز از میانمایگی
آرزویی بزرگ است ؟

۲.عبرت بي اعتبار

از زندگي . از ديروز كه دانشجو بودم و سرشار از اميد و آرمان . از امروز كه تنفس ميكنم در لابلاي غلامان و كنيزان . از فردا كه دست در دست انسان گذاردن را خيال ميكنم . از من كه روايتگر داستان زندگي ام و از تو كه همه معني زندگي مني.

۳. نام خودم را در گوگل به زبان فارسی سرچ کردم . آرمان عباسی به من تاخته بود . خوشم آمد . هر کس از من انتقاد کند به من خدمت کرده است .

 

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 9:46 | لینک  | 

 سلام . مطلبی که در زیر آورده ام یادداشتیست از دکتر سعید لیلاز اقتصاد دان آگاه به امور اقتصاد ایران . اما مطلبی که از خودم لازم میدانم بیاورم این است که سکس و روابط جنسی اصلی مهم در زندگی انسان هاست که به دلیل تغافل متولیان امور فرهنگی و اجتماعی هر از چندی شاهد رسوایی ! های تاسف باری در سطح کشور میشویم . گستردگی طنز و جوک سکسی و پورنوگرافیک ، تشنگی جامعه برای دیدن عکس های سوپر !!! و فیلم های مشتمل بر صحنه های عریان از  روابط جنسی ، کلیپ های بی شمار از تجاوز و برهنگی و روابط دختران و پسران یا مردان و زنان که دیدن بعضی از آنها واقعن دهشتناک است و حرص جامعه و اشتیاق عجیب مردم به دیدن آنها ، همه و همه بیانگر آن است زمان جدی گرفتن مسایل جنسی فرا رسیده است . اگر امکان بیابم مقاله ای در این مورد در یکی از هفته نامه ها خواهم نوشت . جمله آخر اینکه در سال ۱۳۸۰ ( فکر میکنم ) دکتر لیلاز گفته بود بحران مشروعیت نظام با آمدن خاتمی حل شد و مسایل اقتصادی را هم در زمان هاشمی بهبود بخشیده شد اما آنچه که بحران اصلی جامعه ما خواهد بود بحران جنسیست !

:  در فرهنگ محاوره ای ما و  پس از تقريباً سه سال تزريق بي سابقه منابع مالي ريالي و ارزي به صورت وام و بودجه دولت با تمركز بر كاهش نرخ ‏بيكاري، دورقمي شدن دوباره اين نرخ در پايان سال 1386 نشانه ديگري بر شكست سياست هاي اقتصادي دولت نهم است. در ‏تمام 30 ماه منتهي به اسفند سال 1386، نرخ بيكاري كشور تنها ‏‎3/0 ‎درصد كاهش يافته و نشان مي دهد اختصاص ده ها هزار ‏ميليارد تومان انواع وام و اعتبار به طرح هاي زودبازده و ...، فقط به اندازه 70 هزار شغل جديد علاوه بر نيروي كار جديد ‏وارد شده به بازار در اين دوره، كار ايجاد كرده است.اين در حالي است كه تازه به گفته رئيس معزول گمرك، فشار براي ‏آمارسازي اخيراً افزايش محسوسي يافته است‎.‎

در همين مدت، كل بدهي بخش غيردولتي به شبكه بانكي كشور از حدود 74 هزار ميليارد به بيش از 170 هزار ميليارد تومان ‏افزايش يافته است‎.‎

به اين ترتيب 5/2 برابر شدن وام هاي اعطايي به بخش غيردولتي، عملاً و جز در بخش مسكن آن هم به بهاي گزاف تورم شديد، ‏هيچ اثري بر كاهش نرخ بيكاري به جا نگذاشته است. چهار برابر شدن نرخ تورم و افزايش آن از 5/6 درصد در ارديبهشت ‏سال 1385 به 3/25 درصد در ارديبهشت سال 1387 برخلاف اعلاميه هاي قبلي و نيز انتظار كارشناسان، نرخ بيكاري را ‏تحت تاثير قرار نداده و اين نرخ حتي پيش از شروع ركود نسبي بخش مسكن در بهار امسال كه تشديد آن در ماه هاي آينده ‏انتظار مي رود، همچنان بر دورقمي ماندن اصرار دارد بنابراين مي توان پيش بيني كرد كه در ماه هاي آينده نرخ بيكاري باز هم ‏افزايش يابد و از ركورد شهريور 1384 يعني 9/10 درصد هم بيشتر شود‏‎.‎

علت اين عارضه يعني افزايش نرخ بيكاري در عين افزايش تورم احتمالاً اينجاست كه مطابق شواهد و ارقام منتشره از سوي ‏بانك مركزي، بيشتر اعتبارات اعطايي به افزايش مصرف دولتي و خصوصي رسيده و سهم سرمايه گذاري در توليد ناخالص ‏داخلي ايران در سه سال گذشته منظماً رو به كاهش داشته است. از سال 1385 به اين سو، رشد سرمايه گذاري در ايران از رشد ‏اقتصادي همواره كمتر بوده و در نيمه سال ‏‎1386 ‎با وجود رشد اقتصادي شش درصدي رشد سرمايه گذاري تقريباً متوقف شده و ‏به 6/0 درصد محدود مانده است. در حالي كه يك كشور هزينه هاي خود را دائماً افزايش مي دهد اما به جاي توليد و سرمايه ‏گذاري آن را «مي خورد»، چگونه مي توان انتظار كاهش نرخ بيكاري را داشت. ‏
ما ملت ايران، اكنون در حال خوردن فرداي خويش هستيم‎.‎

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 13:34 | لینک  | 

ادوارنیوز: کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت در اطلاعیه ای با محکومیت اقدام معاون دانشجویی دانشگاه زنجان در تلاش برای تعرض به یک دختر دانشجو با اشاره به وجود موارد پیشین در سایر دانشگاهها و عدم پاسخگویی مسوولین خواهان همبستگی دانشجویان کشور با دانشجویان متحصن در زنجان شده است: خبر تلاش معاون دانشجویی دانشگاه زنجان برای برقراری رابطه اجباری با یک دختر دانشجو در حالی منتشر می شود، که تنها یک سال از فاجعه تعرض کارمند حراست دانشگاه کرمانشاه به یکی از دختران دانشجو می گذرد. داستان مکرر هتک حرمتی که پیش و پس از آن بارها و بارها از علامه، سهند تبریز و… به گوش رسید و چه بسیارند داستان های غم انگیزی از این دست، که از ترس بی آبرویی برای همیشه ناگفته می مانند. این بار، اما دانشجویان قربانیانی منفعل نبودند. آنها شجاعانه و هوشمندانه، ماهیت پلید متعرضین را افشا کرده اند و با اقدامی هوشیارانه و سریع (با حضور در دفتر معاون دانشجویی)، اثبات نمودند که هیچ گونه ظلم و تعرضی را بی پاسخ نمی گذارند. معاون دانشجویی دانشگاه زنجان که در سال ۷۴ پست رئیس دانشکده ادبیات را بر عهده داشته، در حالی به دختری دانشجو تعرض می کند، که تنها چند روز پیش از آن، حکم انحلال انجمن اسلامی دانشگاه را امضا کرده و دلیل این کار را نامسلمان بودن دانشجویان ذکر کرده است...

در ضمن کلیپ این موضوع را به راحتی میتوانید در یو تیوب ببینید . البته برای راحتی کار دانشگاه زنجان را در گوگل به زبان فارسی سرچ کنید و ... !

شنیدم خواهر منصور حلاج
که جان داد از انالحق بر سر خاج

جهان را مزرع خوشیده می داشت
از او یک نیمه رخ پوشیده می داشت

به بغدادش از این غیرت خروشان
یکی گفتا : رخ از مردان بپوشان!

بگفتا : ای دریغا ای دریغا
بر این ایوان نه خور شاید نه میغا

که خورشید از در ِ دیدار مرد است
سحاب اما حجاب هرزه گرد است

نه نامحرم نه محرم در جهان است
که رخ پنهان کنم ، این کی نهان است!؟

نه مردند این همه مردم ، یکی کم
کز اینان نیمه مردی بود او هم

اگر وقتی در این کوشیده باشم
از او یک نیمه رخ پوشیده باشم!!..........علی معلم

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 8:43 | لینک  | 

سلام . من اغلب در آخرین جلسه کلاس از همه میخوام نظرشون رو در مورد خودم بنویسند تا اگر ممکن باشه تغییراتی برای بهبود در خودم ایجلد کنم . امسال نشد . اما حالا میشه که در یک فضای مجازی این خواهش رو مطرح کنم . همه برای من بنویسید که من کیم البته از نظر شما . درج نام و ... هم لازم نیست البته اگر بنویسید که من زاویه نگاه شما را تشخیص بدم بهتره . ممنون
نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 1:8 | لینک  | 

امريکا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت ماندن در ترافيک ، 2 ساعت تفريح

 ناسالم  ، 2 ساعت تماشای تلويزيون ، 2 ساعت کار با اينترنت
فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب

 خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن
ايتاليا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2

 ساعت خيابان گردی
آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات

 تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی
کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفريح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی

 کاسترو
عربستان سعودی : 8 ساعت تفريح همراه با کار ، 6 ساعت تفريح همراه با خريد در خيابان

 ، 10 ساعت خواب
مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشيدن قليان ، 2 ساعت گوش کردن به ام

 کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در مورد گذشته
هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فيلم ، 2 ساعت

 جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خيابان
پاکستان : 4 ساعت کار غير مجاز ، 8 ساعت خواب در حين کودتا ، 8 ساعت اعتراض عليه

 کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پليس
ايران : 8 ساعت خواب ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت حرکت در ترافيک ، 1 ساعت کار 

 ،3 ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، 2 ساعت بحث در مورد فوتبال!

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 13:33 | لینک  | 

تاحالا باخودمون فکرکردیم چراتاوقتی خداراه های حلال زیادی برای ارضای غرایزمان گذاشته به سراغ راههای حرام میرویم.

مثلا یکی ازاینها ازدواج موقت هست که خیلیها برداشتی بسیاربد وزننده ازان دارند.

ومصادیقی ازآن ذکرمیکنند که جز بدی وزشتی و ناهنجاری هیچ نتیجه ای ندارد و به انکار آن میپردازند .درحالی که خودآنهابرای ارضای غرایز خود به راههایی حرام وبسیار زشت پناه میبرند.

ازدواج موقت میتواند درموارد مختلفی راهگشای بسیارخوبی باشدمثلا مردی که به شدت نیاز به ارضای شهوت خوددارد ولی ازطرفی یاشرایط ازدواج راندارد ویا نمیتواندبا ازدواج دائم با زنی دیگر کانون زندگی اولیه خودراازهم بپاشاند یا جاهایی که نیازهست تا یک زن ومرد برای مواردی خاص باهم محرمیت پیداکنند.

و یک موردش که میتواند خیلی خوب بوده ودرعین حال هیچگونه اثر خارجی

 خاصی نباشد وحتی دختر وپسر هم اصلا یکدیگررانشناخته وحتی کوچکترین

 تماسی هم باهم نداشته ودرعین حال نیازجنسی همدیگرراهم ارضا نمایند

ازطریق دنیای مجازی است.

شاید حالابرایتان سوال شود که چگونه میتوان بدون هیچ گونه شناختی ازیکدیگر و حتی بدون هیچ گونه تماس خارجی به ارضای غریزه جنسی هم پرداخت درحالی که مرتکب هیچ گونه حرامی هم نشویم.

بله یک راه بسیار ساده وآسان وجود دارد.

شما میتوانید دختر ویا پسرمورد علاقه خودرا دردنیای مجازی انتخاب کنید

وبعد یک صیغه محرمیت موقت خوانده شده و سپس ازطریق دنیای مجازی

وبدون اینکه همدیگر رابشناسید ویاهرگونه ارتباط خارجی داشته باشید روابط

زناشویی به صورت خاص ومحدود باهم برقرار کنید وحتی عکسهایی از

همدیگر وبدون چهره ویا حتی باتهیه کلیپهایی ازاعضای خاص بدن خود و

فرستادن آن به ایمیل همدیگر ویا ازطریق چت درحدی محدود و بی ضرراین

غریضه خدادادی خود را ارضا نمایید.ویا اگر دیدید موردی ندارد دردنیای واقع

هم میتوانید ارتباطاتتان را گسترش داده و به نحو کامل به کام دلتان برسید.

فقط چیزی که باید یادآوری کنم اینکه شرایط خاص ازدواج باید رعایت شود.مثلا دخترباکره اجازه پدر ویا پدربزرگ پدری اش را(اگردرقیدحیات باشند والا دیگراین اجازه شرط نیست) باید داشته باشد ویا اینکه دختر یازن نباید درنکاح دیگری باشند واگرطلاق گرفته ویا همسرشان فوت شده نباید درعده باشند ودیگر اینکه مهریه هم لازم است که یکی از بهترین راههای پرداخت آن وبدون هیچ گونه نشانی ازطرف مقابل این است که مثلا ۵هزار تومان مهریه برای زن قرارمیدهید و بعدباخرید یک شارژ ۵هزارتومانی ایرانسل و فرستادن کد آن برای طرف مقابلتان مهریه اش را هم به راحتی پرداخت کنید ویا اینکه اصلا دختر مهریه اش را ببخشد.

ومطلب آخر اینکه کسانی که متقاضی این امر خیر هستند میتوانند بادادن آدرس وب و ایمیل و مشخصات خود و طرف مقابلشان ثبت نام نموده وبعدازپیدا شدن مورد مناسبشان حقیر هم یک صیغه موقت و برای مدت زمانی که خودشان بخواهند برایشان جاری میکنم

این مطلب را از این وبلاگ برداشتم . 

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 8:13 | لینک  | 

تو ماموریت منی از متولد

 

 شدنم

 

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 11:35 | لینک  | 

یادته وقتی “عمو جغد شاخدار” مرد چقدر گریه کردیم. یادته وقتی” آنت” کشتی چوبی “لوسین” رو شکست، چقدر از دیدن خشونت این حرکت ناراحت شدیم. یادته وقتی “تام” به عنوان تنها شاهد ماجرا در دادگاه افشا کرد که “این جون جو “قاتله و “ماف” بیگناهه چقدر خوشحال شدیم. یادته وقتی “دکتر بزی” گفت “میاگو “مرض آهنگران گرفته وگفت این مرض ناشی از کم توجهی مادر به میاگوس، تازه فهمیدیم که ما هم ناخودآگاه در عمرمون یکی دو بار این مرضو گرفتیم. یادته وقتی “استرلینک و اسکار” اون قایق چوبی رو می ساختن ما چقدر بین خودمون و اونا فرق احساس کردیم . یادته وقتی “خانواده دکتر ارنست” “رسم زندگی در شرایط سخت رو پیدا میکردن ما چقدر ذوق زده  می شدیم. یادته وقتی که” نل” گمشده خودشو رو تو “پارادایز “جستجو میکرد و ما بزرگتر شدیم و معنای پارادایز بلد شدیم ، فهمیدیم هر کدوم از ما یک مدینه فاضله گم شده داره. یادته وقتی “پرین” مادرش رو از دست داد فهمیدیم چقدر زندگی کردن سخته. یادته که “سیریندر پتی “و “کنا” رفتن برای صلح دادن اون دو تا خانواده که همش با هم دعوا میکردن و بلاخره موفق شدن، ما معنی وساطت رو فهمیدیم. یادته وقتی “مارچی پیر” خواهر” لیلی بیت” رو پیدا کرد و اونو به خونه اورد و کلی بهشون محبت کرد ما فهمیدیم بر اساس ظاهر آدما نمیشه به باطن اونا پی برد. من که خوب یادمه، تو چی؟

اینا رو گفتم که بگم شخصیت نسل سوخته ما، نسلی که از نسل قبل و بعد خودش بسیار منطقی تره ، از همین تک لحظه ها شکل گرفته. کارتونهایی که بر اساس یک نگاه فلسفی و اخلاقی بنا نهاده شده بودند و بدون اینکه متوجه باشیم یک دیدگاه فلسفی اخلاقی رو به زندگی ما وارد کردند. شاید بتوان گفت بهترین لحظات زندگی ما لحظاتی بود که با این ها گذشت: نل، ترنت،کیل، کید، پارادایز، براس، ممل، تام، هاگ، ماف، این جون جو، استرلینگ،رامکال، پو، آقای تورمن، اسکار، آلیس، آنت بارنیل،دنی، کلوز، لوسین، بلفی، لیلیبیت،مارچی پیر، مونگار،ناپولی، میاگو، دراگو، میشا، پرین، پاریکان، سیرندر پتی، کنا، مدلاک، پیلا پیلا، بل و سباستین ،بچه های مدرسه والت، بنر، سو ، عمو جغد شاخدار …..

نسل ما کمی منطقی تر بود. نسل ما با چوبین و بت من و کارتونهای خشن اصلا ارتباطی برقرار نکرد. ولی حالا وضع از دو سو فرق کرده. بیشتر کارتونهای نسل ما حالا برای آقایان فرهنگ ساز ضد اسلامی محسوب میشه. نمایش خیلی از اون کارتونها ممنوع شده. نسل جدید هم با کارتونهای نسل ما بیگانه است. حالا تام و جری بیشتر رو بورسه تا مسافر کوچولو. البته خورده ای هم نمیشه گرفت. ما داریم کمی قدیمی میشیم.

اینو از یه وبلاگ گرفتم و بی ربط با مطالبی که در کلاس دیروز گفتم نیست !اسم وبلاگ توازنه اما دیدنش نیاز به یه فیلتر شکن داره.

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 8:15 | لینک  | 

سلام . نیما . نمیتونی ننویسی. آدم هایی هستند که برای زندگی کردن به دنیا نمیان بلکه برای زندگیهای دیگران میایند و میروند . آدمهای رنجوری که برای کاستن رنجهای دیگران زیست میکنند و مسیح هایی که همواره تاج خار بر سر و شلاق بر گرده و مصلوب در جلجتای زمین لبخند میزنند و میگویند و نوازش میکنند . های نیما ، اسمت نیماست مثل علیرضا طاهری ، که مسیحش مینامیدم ، مسیح بوده ای اگر چه کمی تندخو تر ! مینویسی شاید امروز نه اما فردا خواهی نوشت ! مینویسی .

 این مطلب کامنت من بود برای نیما . لینکش رو گذاشتم . ببینیدش .

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 13:11 | لینک  | 

دستهایم بوی گل می داد، مرا به چیدن گل محکوم کردند؛ هیچ کس نگفت، شاید گلی کاشته باشم!
نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 7:58 | لینک  | 

آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سئوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟

فقط چند دقيقه به (پایان وقت) كلاس مانده بود.

من در جواب، مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.

 به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 14:3 | لینک  | 

سلام .

متاسفانه اجبار من به کوچ دانشجویان به دنیای هزاره سوم موجب ناسازگاری هایی در محیط های خانوادگی و خانگی و حتی دوستانه شده است . از یک سو هیچ راهی برای ادامه زندگی زیبا و انسانی برای ما باقی نمانده است و از دیگر سو جامعه ما علاقه ای ندارد تا وقتی باران نباریده است در اندیشه تهیه چتر باشد . داستان ویدیو در این کشور یادتان هست ؟ من شنیده ام حتا کسی بخاطر داشتن یا خرید و فروش ویدید اعدام شده است . داستان ورود رادیو ، تلویزیون و حالا ماهواره و اینترنت هم از همان جنس است . اما راه حل چیست ؟

من در این اندیشه ام که در شهر کرمانشاه یک شبکه قدرتمند الکترونیکی آزاد راه بیاندازم که نه اندیشه سیاسی خاصی را دنبال کند نه نگرش اجتماعی ویژه ای داشته باشد نه کارکرد اقتصادی داشته باشد و نه .... . در این راستا دانشجویان روابط عمومی بایسته است که ارتباطات خود را با اطرافیان بهتر تعریف کنند :

دختر خانمی که بخاطر کامنت گذاشتن پسرها دچار مشکل است میتواند نوع نظر خواهی را که در صفحه ارسال پیام قرار دارد روی گزینه آخر " نظرات پس از تایید نمایش داده شود" بگذارد و در قسمت نمایش پیام های تایید نشده با انتخاب گزینه ویرایش نسبت به تغییر نام و یا هر چیز دیگری تغییر ایجاد کند تا حساسیت ها کمتر شود

نکته دیگر آشنا کردن اطرافیان با این معجزه تکنولوژی است ./

مطلب دیگر برای خانمی است که اسمش رو از روی وبلاگش حذف کردم و معلوم است متاهل است . خانم محترم در جامعه مرد سالار ایران همه مردها نسبت به ارتباطات همسرانشان حساسیت دارند . کم یا زیاد موضوع تفاوت مردهاست نه بود یا نبود حساسیت . شاید ابراز محبت بیشتر طبق معمول بتواند اعتماد به نفس همواره در معرض اضمحلال و غرور بسیار مهم یک مرد در برابر همسرش را بیشتر نگهداری کند . روابط زناشویی که اغلب در نگاه ما زشت و ناپسند و ... تلقی میشود مهمترین عامل دلبستگی های عمیق وایجاد اعتمادهای مستحکم است . اعتماد ببخش ، مهر بورز ، غرورش را بستا و غیرتش را تحمل کن . البته من خودم موجودی هستم که به نظر اغلب آدم های این جامعه بی غیرت تلقی میشوم ولی مهم احساس همسر من است و همواری راه پیشرفت او .

بد نیست شما هم کامنت این خانم را ببینید :

 استاد فکر کنم این فقط مشکل ایشان نیست همسر منم بادیدن نظرات وبلاگم با کلی گوشه کنایه میخواد حالیم کنه این کار با چت کردن فرقی نداره وهیچ کدام از دلایل من هم براش قانع کننده نیست
حتی پشنهاد اینکه برا ش یه وبلاگ درست کنم هم فایده نداشت میگه اساسا پای کامپیتر بودنت باعث بی توجهیت به خانواده شده این در حالیه که من بعد از همه کارهای خونه وخوابیدن اونها پای کامپیتوتر میشینم

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 11:18 | لینک  | 

نقل است كه چون عبدالله خان ازبك، خراسان را متصرف شد، بر سر قبر(بزرگ مرد نامدارفردوسی - خالق) رستم آمد و اين بيت را خواند:

سر از خاك بردار و ايران ببين

بكام دليران توران زمين

وزير او گفت: رستم جوابى دارد، اگر مرخص باشم، عرض كنم .

گفت: بگو . گفت: رستم در جواب مى‏گويد:

چو بيشه تهى ماند از نره شير

شغالان به بيشه درآيد دلير

چو بيشه ز شيران تهى يافتند

سگان فرصت روبهى يافتند

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 11:28 | لینک  |