تبليغاتX
عبرت بي اعتبار

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

strUrl="comments/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; }

 سلام

این پست در واقع کامنت یکی از دوستان است . به نظرم جالبه . در حال حاضر هیچ قضاوتی را در این مورد خردمندانه نمیدانم . البته شما را ارجاع میدهم به مصاحبه محمد رضا خاتمی برادر سید محمد خاتمی در ویژه نامه چند هفته پیش روزنامه اعتماد که حتمن در سایت این روزنامه هست و در آنجا دلایلی برای نیامدن سید محمد خاتمی بیان شده است . با تمام این حرفها خاتمی یکی از معدود انسانهایی است که خیلی شریفانه دوستش دارم و مفهوم خردمند و فرهیخته را شایسته قامتش میدانم . در ضمن اگر برای این مطلب نظر بگذارید خیلی خوشحال میشوم .

 خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
جناب آقای سید محمد خاتمی
رقعه ای که اینک پیش رو دارید تراویده خامه آن خیل از کسانی است که با رصد تحولات کنونی می کوشند در مقام توجیه ، ضمن بیان باید های حضور حضرت عالی در عرصه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ، آن ها را به این صورت به رشته تحریر در آورند:

باید اول: صیانت از دیانت، باید دوم: حفظ عزت ملت، باید سوم: دفاع از جمهوریت، باید چهارم: پاسداشت اخلاق و سیاست، باید پنجم: اصلاح وضع معیشت، باید ششم: حراست از حریت و عدالت، باید هفتم: عقلانیت و مدیریت

بر اساس همین بایدهاست که حالا آمدنت را نه زمزمه می کنیم که فریاد می زنیم، ما نیز هنوز بر همان عهد پیشین استواریم، ایران و ایرانی را لبخندی نیاز است و پیمودن همان راهی که آغازش با تو بود، بایداین گام برداشت اما استوارتر. اگر اردیبهشت سال ١٣٨٠ گفتی که تشخیص مردم برایت مهم است، بار دیگر ما تشخیص خود را اعلام می کنیم و براین اعتقاد خود راسخ هستیم که خاتمی همان خاتمی است و مردم هم همان مردم فقط زمانه سردرگم است و بی برنامه که با یاری خدا، خاتمی و مردم قطار ایران به ریل اصلاحات بازمی گردد

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 12:18 | لینک  | 

 


به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن

ترجمه از احمد شاملو

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 10:20 | لینک  | 

سلام هرجند فرصت ندارم اما ...

این نامه از عاشقانه ترین نامه هاییست که تا امروز خوانده ام . چقدر مایه تاسف است که چنین نامه هایی در زندگی ننوشته باشیم و جهان را ترک کنیم :

نامه

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 8:15 | لینک  | 

۱. سلام . چند روزیه که کرمانشاه نیستم . همش ماموریت و دیدن فضاهای جالب از شهرهای استان . هفته بعد که برگردم شاید حس نوشتن در من مرا به نگاشتن مطالب تلخ یا شیرینی برانگیزاند .

سید محمد خاتمی: با اين شرايط از فقیر هم فقیرتر می‌شویم!  

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 7:47 | لینک  | 

سلام . امتیازاتی که دانشجویان در طول چند ماه گذشته کسب کرده اند ، در ادامه به صورت نهایی ارایه میشود اما چند نکته مهم را پیش از آن  لازم به ذکر میدانم :

۱. این نمرات ارزش انسانی هیچ کس و حتا سطح دانایی کسی را معین نمیکند اما معیاری است که مسوولان سیستم آموزشی بر اساس آن سرعت و چگونگی خط سیر آموزشی افراد را معین میکنند .

۲. من هیچ سود و منفعتی از بابت پاس نشدن دروس بچه هایی که افتاده اند نمی برم . حتا با تماس های متعدد و توصیه های چپ و راست و دیدن چهره های مغموم و پژمرده ایشان ناراحت و افسرده هم میشوم اما هیچ راه حلی برای تفاوت نهادن بین زحمت های کسانی که کوشا ترند و آنانی که کمتر زحمت میکشند جز این نمرات ندارند و به عنوان یک انسان شرافتمند خودم را موظف میدانم تا جایی که ممکن است عدالت را جاری و ساری کنم . صفحه نظر خواهی این وبلاگ منتظر است تا مواردی که من مرتکب بی عدالتی شده ام را فریاد بزنید.

۳. بین افرادی که افتاده اند دوستانی هستند که نفس حضور آنها در لیست افتاده ها بیانگر این است که هیچ نظری در اعلام نمرات نداشته و ندارم و امیدوارم این نمرات دستمایه پیش داروری نشود . آقای شاهین راد دانشجوی محجوبی که در درسی افتاده است در درس دیگری نمره الف یا ب گرفته . آقای نظری همکار من است و آقای رحیمی دوست قدیمی من و البته بعضی از دوستان هم صرفن در کلاس بوده اند و هیچ سابقه آشنایی با آنها ندارم . بر این باورم که این دوستان اگر با وضعیتی که داشته اند نمره قبولی به ایشان ارفاق میشد در واقع به آنها ظلم میشد . زی دانشجویی مراتبی دارد که حداقا آن دانایی بیش از نصف داده های طول ترم و ابراز تحرک در حد حداقلی است و دانشجویی که در طول ترم چند ساعت مطالعه نداشته باشد که دانشجو نیست . کل جزوه ای که من برای امتحان اعلام کردم چند برگ بیشتر نبوده است و کسانی که کمتر از یک ساعت وقت برای این جزوه گذاشته اند خود مقصر در ناکامی تحصیلی خویشند نه من !

اما نمرات :

نمراتی که قبلن اعلام شده بو در همان پست تکمیل شده اند اما نمراتی که تاکنون اعلام نشده است همین جا آورده شده اند :

کارآموزی

آزادی      ۱۹

اسدی    ۱۶

   جعفریان  ۱۷

جلالوند   ۱۷

رسولی    ۱۸

سیاه کمری    ۱۷

شادان    ۱۸

شوکتی   ۱۷

لطفی   ۲۰

مصطفایی     ۱۹

موسوی     ۱۷

خشک دهان   ۱۸

 عباسی   هنوز برگه اعلام نظر مرکزاو را ندیده ام .

درس افکار عمومی

شکر ریز      ۱۴

ملکی      ۱۷

 درس انتشارات در روابط عمومی و آماده سازی و چاپ

 

                                                                                        

آبشینه   محمد رضا  14

آقایی   نسترن          75/12

احمدی فرد   مجتبی   12

ارتعاشیان   مصطفی

ارفعی   پروین  

اسماعیلی   زهرا   13

اعتمادی   یگانه 5/14

امیری   ونوس  13

امینی   شهرام  75/13

امینی   غلامرضا  12

انصاری   یوسف16

باباخانی   کشاورز  13

باتمانی   پروین 5/13

برآفتابی   ایمانه 14

بصیرت   اعظم 17

بصیرت   مریم 17

بهرامی   احسان 13

پور محمد   حسین 11

جعفرزاده   حسین 5/14

جمشید مفید   بهروز 13

جمعه ای   سحر 17

جمیل پناه   فواد 15

جواهری   پریسا75/13

جواهری پور   بهاره75/15

چراغی   علیرضا13

چقامیرزایی   نادر12

چهری   زهرا13

حاجیان   یوسف10

حسنی   عمران5/14

حشمتی   بابک11

حمزه   کیومرث

حیدریان   امیر

حیدریان   مجتبی11

دایی چینی   محمد حسن13

دایی چینی   مریم5/13

راستاد   سها10

رحمتی زاده   ایران75/13

رحیمی   عبدالرضا10

رستمی   رضا

رشیدی مقدم   یوسف12

رنجبر   هادی17

سپهری کهریزی   سیروس15

سلطانی   امین75/16

سلگی   شبنم14

سیاه کمری   سعدی13

شیرزادی   مجتبی5/13

شاهين راد محسن  11

صالحی   قاسم16

صحرایی   فاطمه75/14

طاهرآبادی   فرزانه15

طاهری   فریبا75/17

طهماسبی   فاطمه15

عبدالله نژاد   شاهپور14

عبدالمالکی   سعید

عبدولي مسعود12

عبیری   شیرزاد75/13

قاسم آبادی   علی12

قاسمی   مقصود11

قاسمی   نسرین12

قبادی   ایوب15

قیطاسی   محمد رضا5/12

کاظمی   آسیه14

کرمی   شهرام15

کرمی   مهدی11

کمری   لیلا13

کهریزی   کامران14

گودرزی   ساره12

محبی   پگاه12

محبی   مرتضی12

محمدی   علیرضا11

محمدی   کسرا12

محمود زاده قدیم   زهرا75/15

محمودیان   بهادر

مرادی   برومند12

مرادی   حسن13

مرادی   مراد13

مرادی   معصومه13

مرادی   وجیهه12

مرزبانی   نریمان10

مطاعی   قدرت الله15

ملکی   پرویز15

ملکیان   بیژن14

نامیوند   گلنوش14

نصوری   خیرالله11

نظری   مسعود10

نقدی    زهرا14

نقشی   حسن16

واعظی   محسن15

والیان   مریم15

ورمزیار   اکبر

ویسی   یزدان14

همتی   فرزانه 15                        

 

 

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 8:25 | لینک  | 

سلام . امروز ۲ تا مطلب دارم .اولی در مورد مقایسه ایرران و آمریکاست پیرامون قضیه رابطه جنسی و س ک س در محیط های آموزشی و دوم شکایت از دست بعضی از دوستان و دانشجویان.

۱.  يك معلم زن آمريكايي متهم به داشتن روابط غیر اخلاقی با 8 پسر دانش‌آموز عضو تيم بيسبال مدرسه‌اش شد. به گزارش«جهان» به نقل از فارس"جولي پريچت" معلم 34 ساله متأهل دبيرستاني در آلاباماي آمريكا نخستين ارتباطش را با پسر 15 ساله‌اي در فوريه گذشته برقرار كرد كه عضو تيم بيسبال مدرسه بود و سپس با ساير اعضاي تيم بيسبال مدرسه هم مرتبط شد. به گفته پليس ارتكاب جرايم هم در مدرسه و هم در خانه پسرها زماني كه والدين آن‌ها حضور نداشته‌اند، رخ داده است. ماجرا زماني افشا شد كه يكي از پسرهاي 15 ساله اين مدرسه در آلاباما موضوع را به والدينش اطلاع داده و آن‌ها نيز پليس را در جريان اين امر قرار دادند. "پريچت" متهم به تجاوز جنسي به دو پسر زير 16 سال است. ساير پسرهايي كه با اين معلم رابطه داشته‌اند بالاي سن قانوني بوده‌اند و با پليس همكاري نمي‌كنند. پليس اعلام كرده كه آن‌ها هنوز هم در حال تكميل تحقيقات هستند و اين احتمال وجود دارد كه تعداد پسرهايي كه با اين معلم رابطه داشته‌اند بيش‌تر از قبل شود. براي "پريچت" معلمي كه 9 سال پيش ازدواج كرده است قراري30 هزار پوندي صادر شده است. در صورت محكوميت وي به ارتكاب جرايم جنسي احتمال دارد تا‌ 20 سال حبس محكوم شود.

در این مورد دوست دارم به چند کلید واژه مهم توجه کنید . مواردی که رنگشان را عوض کرده ام و به نظرم تفاوت های فرهنگی عمیقی را نشان میدهد .
۲. دوستانی هستند که در طول ترم نیستند . حالا یا غایبند یا دور و بر درس و کلاس نیستند . به خلاف بعضی از دوستان دیگر که حضوری جدی و پر رنگ دارند . این گروه دوم اغلب با پایان ترم کاری با من ندارند و اگر کاری هست در حوزه رفاقت و دوستی و ... است . اما اون گروه اول در آخر ترم به شدت فعال میشوند و به اندازه ۱۰ ترم تلاش و کوشش میکنند تا به زور و رو در بایستی و توصیه و ... نمره ی قبولی بگیرند . نمره ای که بیانگر توانمندی علمی آنها تلقی میشود در حالیکه خود آنها بهتر از من و دیگران میدانند که در مورد حداقل درس هایی که با من داشته اند چیزی نمیدانند . در طول ترم ساختمان ساخته یا ماموریت رفته یا ... . من چه باید بکنم . فکر کنم همه ی کسانی که مرا از نزدیک میشناسند میدانند که من آدم پر رو و جسوری در دفاع از خود نیستم و در نه گفتن مشکل دارم . سیم کارتم رو امروز عوض کردم اما حضور این دوستان در محیط کار را چکنم ؟ از یک سو نگران و متاسفم که این افراد با صرف هزینه ِ عمر خود را هدر داده اند و از دیگر سو متاسف تر خواهم بود که اینان فارغ التحصیلان رشته شریفی چون ارتباطات باشند . خدایا مرگ ! 

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 11:50 | لینک  | 

نمره ۲۰ به پاداش عمل می بخشند

ما که رند و دغلیم نمره ۱۰ ما را بس

سلام . نمره درس چاپ و آماده سازی بچه های پودمان آخر را در کنار نمره مواد و تجهیزات اضافه کردم .

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 8:0 | لینک  | 

این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده است.

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش

کوفته شده است.

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد

این میخ ده سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!

چه اتفاقی افتاده؟

مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت.

چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.

متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.

تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در

دهانش ظاهر شد .!!!

مرد شدیدا منقلب شد.

ده سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی!!!

اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد پس

تصور کنید ما تا چه حدی می توانیم عاشق شویم اگر سعی کنیم.

این هم به مناسبت روز مادر : از یادداشت های یک مادر:

یکی از دوستان صمیمی ام در تعطیلات مهمانمان بود که شوهرم به ماموریت رفت و متاسفانه پسر پنج ساله ام به شدت سرما خورد.

از صبح تا شب مشغول کار و مواظب از بچه ام بودم و فوق العاده گرفتار. دوستم با دیدن چهره استخوانی من، به شوخی گفت:عزیزم، زندگی تو رو که می بینم دیگه جرات نمی کنم بچه دار بشم.
از حرف هایش خیلی تعجب کردم و پرسیدم:عزیزم، چرا چنین احساسی داری؟
جواب داد :چون این روزها دیدم که هر روز از صبح تا شب مثل یک روبات کار می کنی.غذا
می پزی، لباس می شویی، بچه را به مدرسه و بیمارستان می بری و….چه روز بارونی چه برفی. کار یک مادر هیچ وقت تعطیل نمی شه؛ تو هم که شاغل هستی.خودم می بینم که تا دل شب مشغول کارهای شرکت بودی.از قبل خیلی لاغرتر شدی و توی صورتت چین وچروک پیدا شده.
دوستم آهی کشید و ادامه داد:بهترین وقتهای یک زن در همین روزمرگی ها و کارهای فرعی به هدر می ره. عزیزم، منو نگاه کن!برای کار و مسافرت هیچ بار خاطری ندارم و زندگی ام آسان است.
*درسته عزیزم اما همه چیز رو دیدی به جز خوشحالی من.
خدید و پرسید:خوشحالی؟ داری خودتو فریب می دی؟
* نه. چند سال پیش که پسرم تازه وارد کودکستان شد، در ناهارخوری برای اولین بار بال مرغ سرخ کرده می خورد.خوشمزه بود و خیلی خوشش اومد اما فقط نصفش رو خورد و نصف دیگه رو در آستینش پنهان کرد.
می خواست اونو به خونه بیاره تا منم مزه اش رو امتحان کنم. هنوز صحنه ای که نصف بال مرغ رو از آستینش درآورد و با هیجان منو صدا کرد، تو ذهنم باقی مانده. هر بار با دیدن لکه زرد روغن روی آستینش دلم گرم می شه.
دوستم سکوت کرد و انگار به خاطراتی دور فرو رفت.
* پریروز هم پسرم را به بیمارستان بردم. دکتر به اون گفت:پسرم گروه خونی تو با مادرت یکیه. پسرم پرسید: دکتر، پس اگر مادرم مریض بشه می تونه از خون من استفاده کنه؟
دکتر جواب داد:آره پسر باهوش.پسرم بی درنگ به من گفت: مامان خیالت راحت باشه اگه مریض بشی از خون من استفاده می کنی و زود خوب می شی. با شنیدن حرف های پسرم، آدم های اطرافم با غبطه به من نگاه کردند و گفتند: با همین بچه دوست داشتنی چه زندگی خوبی داری.
حرف هایم که تمام شد، دیدم صورت دوستم خیس اشک شده است.
*تو ندیدی که در خستگی از سعادت و خوشحالی زندگی لذت می برم. تو نمی تونی عمیق ترین دلگرمی منو در روزهای عادی درک کنی اما عزیزم باور کن که زندگی با بچه ها زندگی با بهترین عشق دنیاست.

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 12:2 | لینک  | 

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟خداوند پاسخ  داد: از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد.کودک دوباره پرسید: اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.خداوند گفت: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.کودک ادامه داد: من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟خداوند ادامه داد: فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم شد.خداوند گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، اگر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدایی از زمین شنیده می شد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید: خدایا، اگر من باید همین حالا بروم، لطفاً نام فرشته ام را به من بگویید.خداوند بار دیگر او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمیتی ندارد، به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی!

 

                                                    منبع: نشان لیاقت عشق

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 8:53 | لینک  | 

سلام این مطلب از یکی از کتاب هایی که اخیرن در مورد جبهه و دفاع مقدس نوشته شده گرفته شده است . فکر میکنید این کتاب اگر در دولت قبلی چاپ میشد نویسنده و وزیر ارشاد و رییس جمهور و تقی و نقی چه وضعی پیدا میکردند ؟

 يك استخر بزرگ بود پر از آب آبي شفاف آب برق برق مي زد زلال بود سفيد بود مثل نور بود صدا مي‌پيچيد صداي آب آب لبه هاي استخر لب پر مي زد آرام بود هم همه بود زن ها همه جا بودند سفيد بودند فربه بودند بدن ها راه مي رفتند فربه سفيد لاغر مايو تن‌شان بود دو تكه بود بدن ها دو رنگ بود با حوله زرد آبي صورتي دراز كشيده بودند لبه استخر پوستشان سفيد بود از با لا تا پايين محو با دو نوار زرد محو گاهي آبي گاهي سياه گاهي محو توده سياه مو لخت من از بالا تماشا مي‌كردم مي‌پريدند توي آب بدن هاي سفيد روي آب دست و پا مي‌زدند روي آب موها روي آب موج برمي‌داشت موها دست ها لبه آب را گرفته بودند آب لبه هاي استخر لب پر مي زد پاهاي سفيد دو ساق سفيد لبه استخر تا نيمه توي آب محو تصوير ساق‌ها در آب موج مي‌خورد ...» «... زن ها بدن‌ها من را نمي ديدند از كنارم رد مي‌شدند قطره هاي آب مي‌پاشيد از موهايشان مي پاشيد روي صورت من ...» «... بدن ها توي آب بود سفيد فربه لاغر قوطه مي‌خوردند محو مي شدند تا ته آب بدن‌ها توي آب بود روي آب بود دست ها بازوها ران‌ها سفيد سياه موها در هم مي رفت...» «... نرمي بدن‌ها به صورتم مي‌خورد خنك بود» 

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 10:59 | لینک  | 

سلام

لیست نتایج آزمون مواد و تجهیزات و چاپ( نمرات چاپ در سمت چپ آمده است :

ارشادی ۱۹                   ۷۵/۱۸
آزادی ۱۸                   ۵/۱۲
اسدی الیاس ۲۵/۱۵               ۱۲
اسدی بهزاد ۱۶                   ۱۲
اعظمی نیا ۵/۱۲                ۱۳
اکبری ۱۸                   ۵/۱۲
الفتی ۵/۱۸                ۱۵
براری ۵/۱۶                ۱۴
جعفریان ۱۶                   ۵/۱۳
جلالوند محمد ۱۷                   ۱۶
جلالوند مهدی ۵/۱۸               ۱۳
حیاتی ۱۸                 ۷۵/۱۵
دشتی ۱۸                   ۱۱
رحمتی ۱۶                    ۱۱
رسولی ۱۲                   ۷۵/۱۵
رضایی ۵/۱۴               ۱۳
ساجدی ۷۵/۱۵             ۵/۱۳
سیاه کمری ۵/۱۳               ۷۵/۱۵
شادان
شجاع صحنه ۱۶                 ۱۷
شکر ریز ۱۶                 ۱۴
شوکتی  ۱۶                 ۵/۱۵
عزیزی ۱۶                 ۵/۱۲
قنبری ۱۵                 ۱۵
کاکایی ۱۶                 ۱۲
کریمی ۱۴                ۱۲
لطفی ۱۵                ۷۵/۱۷
مرادی ۱۸                ۵/۱۷
مصطفایی ۵/۱۷           ۷۵/۱۸
موری ۵/۱۴             ۱۲
موسوی ۱۸                ۱۵
یاری ۷۵/۱۷           ۷۵/۱۸
خشک دهان ۱۶                ۱۲
ساران ۱۸                ۱۶
عباسی ۵/۱۹             ۷۵/۱۶
جلیلیان ۵/۱۷             ۱۵

نمره آزمون تک درس جامعه شناسی تبلیغات

شاهین راد
۱۲

نمرات درس انتشارات در روابط عمومی و آماده سازی و چاپ

نام و نام خانوادگي          نمره نظري

آبشینه   محمد رضا                       7

آقایی   نسترن                              3

احمدی فرد   مجتبی                      5

ارتعاشیان   مصطفی                      6

ارفعی   پروین             

اسماعیلی   زهرا                          4

اعتمادی   یگانه                           6

امیری   ونوس                            4

امینی   شهرام                             4

امینی   غلامرضا                          5

انصاری   یوسف                          7

باباخانی   کشاورز                        6

باتمانی   پروین                           4

برآفتابی   ایمانه                           6

بصیرت   اعظم                            7

بصیرت   مریم                             7

بهرامی   احسان                          4

پور محمد   حسین                        4

جعفرزاده   حسین                         7

جمشید مفید   بهروز                     5

جمعه ای   سحر                          8

جمیل پناه   فواد                           7

جواهری   پریسا                          4

جواهری پور   بهاره                     7

چراغی   علیرضا                         4

چقامیرزایی   نادر                         5

چهری   زهرا                              4

حاجیان   یوسف                           3

حسنی   عمران                            7

حشمتی   بابک                            6

حمزه   کیومرث                           4

حیدریان   امیر                            4

حیدریان   مجتبی                         3

دایی چینی   محمد حسن                 7

دایی چینی   مریم                         5

راستاد   سها                               3

رحمتی زاده   ایران                      4

رحیمی   عبدالرضا                       6

رستمی   رضا                           6

رشیدی مقدم   یوسف                   3

رنجبر   هادی                             8

سپهری کهریزی   سیروس            6

سلطانی   امین                           7

سلگی   شبنم                               6

سیاه کمری   سعدی                      4

شادان يوسف

شیرزادی   مجتبی                        5

صالحی   قاسم                             8

صحرایی   فاطمه                         5

طاهرآبادی   فرزانه                      8

طاهری   فریبا                             8

طهماسبی   فاطمه                        7

عبدالله نژاد   شاهپور                    6

عبدالمالکی   سعید                        7

عبیری   شیرزاد                          5

قاسم آبادی   علی                         5

قاسمی   مقصود                          6

قاسمی   نسرین                           3

قبادی   ایوب                               7

قیطاسی   محمد رضا                     6

کاظمی   آسیه                              5

کرمی   شهرام                             7

کرمی   مهدی                              4

کمری   لیلا                                 5

کهریزی   کامران                         6

گودرزی   ساره                           4

محبی   پگاه                               4

محبی   مرتضی                            4

محمدی   علیرضا                         5

محمدی   کسرا                            4

محمود زاده قدیم   زهرا                 6

محمودیان   بهادر                       

مرادی   برومند                           3

مرادی   حسن                             5

مرادی   مراد                              4

مرادی   معصومه                        6

مرادی   وجیهه                            4

مرزبانی   نریمان                         3

مطاعی   قدرت الله                       8

ملکی   پرویز                             7

ملکیان   بیژن                             6

    8                   مهدی آبادی   جعفر

نامیوند   گلنوش                          6

نصوری   خیرالله                          4

نظری   مسعود                          3 

نقدی    زهرا                               5

نقشی   حسن                              7

واعظی   محسن                          6

والیان   مریم                              7

ورمزیار   اکبر                            5

ویسی   یزدان                            6

همتی   فرزانه                            7

شاهين راد محسن                        3

عبدولي مسعود                           5

 

دوستانی که نسبت به امتیاز کسب شده خود اعتراض دارند تا روز جمعه فرصت دارند کامنت خود را در این پست اعلام کنند . در روز شنبه نمرات قطعی و غیر قابل تغییر به دانشکده منعکس می شود .

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 10:9 | لینک  |