
۲.ستاره رفت مالزی هم برای تحصیل و هم برای زندگی . زندگی نه در مالزی که احتمالن در استرالیا .
۳. مطلب زیر را آسیه امینی نوشته . آسیه فارغ التحصیل علوم ارتباطات از دانشگاه علامه است که از چهره های مطرح دفاع از حقوق زنان محسوب میشود . وبلاگ او اغلب فیلتر است اما مطالبش را میتوان در نشریات و سایت های مختلفی دید :
قتلهاي ناموسي را بايد نوعي از خشونت اجتماعي و خانوادگي به حساب آورد که با پشتوانه صريح قانون از پدر، به عنوان قيم و مسوول خانواده و با توجيه سنتها و مقررات نانوشته اجتماعي رخ مي دهد.
اگرچه مقررات و سنتها را نبايد ناديده گرفت. اما صرف توجيه سنت بودن يک عمل، در ميان يک قوم يا قبيله و عشيره و طايفه نمي تواند نافي دخالت قانون و مجازات، درباره مرتکبان آن باشد. اگر چه اين اصل، به ظاهر امري بديهي و پذيرفته شده است، اما در عمل شاهد سکوت معني دار قانون گذار و مجري قانون، هردو، در اين باره ايم.
قانونگذار در ماده 220 قانون مجازات اسلامي بصراحت از پدر خانواده در قتل فرزندش حمايت غير مستقيم کرده است و وي را به صرف پدر بودن از مجازات ساير قتلان، متمايز کرده و به وي امتياز فرار از مجازات سنگين داده است. در اين ماده قانوني پدر خانواده به پرداخت ديه به ورثه محکوم مي شود. اين در حالي است که کشتن دختران و زنان اگر به دلايل ناموسي باشد، نشان از تحکم و اراده سرکوبگر مرد يا مردان خانواده دارد به حدي که قادرند باعث مرگ اين دختران يا زنان آنهم به فجيع ترين شکل ممکن شوند. آيا در چنين خانواده اي، بايد از افراد خانواده مثلا مادر انتظار داشت که ديه دخترشان را از چنين پدري درخواست و دريافت کنند؟ و آيا چنين چيزي از اساس امکان پذير وبا ابتدايي ترين فرضيات ذهني و عقلي وو واقعي ما جور است؟
تکيه بر عدم مجازات قصاص براي پدر فرزند کش، اصرار بر تسري چنين قانوني بر پدران قاتل و اساسا تاييدي بر صدور احکام اعدام نيست. بلکه نشان از اين دارد که فرزند کشي نيز مثل هر قتل ديگري نشان از وجود و شيوع يک بيماري اجتماعي دارد. قانون در چنين مواقعي مي تواند با پيش بيني چنين شرايطي، بازدارنده و رعب انگيز باشد. وجود مجازاتهاي سنگيني چون حبس دراز مدت، مي تواند در برابر پدران قاتلي که دخترشان را تنها به جرم داشتن يا فرض بر داشتن رابطه با مردي که نزد خانواده براي داشتن اين رابطه مشروع نيست، شکنجه کرده يا مي کشند، بازدارنده باشد.
و مهمتر از آن واقعيت اين است که ما هيچ کار فرهنگي و اجتماعي در اين زمينه انجام نداده ايم. نه فقط در مناطقي که پديده دختر کشي و ناموس کشي، به يک معضل اجتماعي تبديل شده، بلکه در شهرهاي بزرگ نيز در سياستهاي فرهنگي و اجتماعي، ردپايي از آموزش يا پيشگيري ديده نمي شود.
زمان زيادي در پيش نداريم. تاکنون نيز وقت و انرژي زيادي هدر رفته اشت. بايد به فعالان زن در ايران گفت که اگر حکومت در اين باره، به هر دليلي، اقدامي نمي کند، آنها، به دليلي محکم حمايت از تغيير وضعيت اجتماعي دختران و زنان، آستين بالا بزنند.
۴. مطالب آسیه بی ارتباط با فصل آخر کلاس این ترم نیست ؟
سر بلاک خویش بردید ای دریغ. نان بنرخ روز خوردید ای دریغ. گیر خواهد کرد روزی روزیت . درگلوی مال مردم خوارها. من به در گفتم ولیکن بشنوند نکته ها را مو به مو دیوارها.
