تبليغاتX
عبرت بي اعتبار

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

strUrl="comments/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; }

پس از انتشار خبر زنده بودن سه ملی‏پوش جودو و مرگ سه تن دیگر به جای ایشان، برخی درصدد این تخطئه خبر برآمدند و مسئولان فدراسیون جودو نیز در اقدامی عجیب، این حقیقت را تکذیب کرده و بار دیگر، هویت غیرواقعی سه قهرمان محروم این رشته را تایید کردند که بر این اساس، «تابناک» بنا به وعده داده شده، هویت اصلی و سوابق این جودوکاها را منتشر می‏سازد.

به گزارش خبرنگار ورزشی «تابناک»؛ پس از انتشار خبر مرگ نابهنگام ده جودوکای ملی‎پوش رده نوجوانان، جامعه ورزش در بهت فرو رفت، اما با اعلام نام کشته‏شدگان، اتفاق دیگری نیز رخ داد که این همان، وقوع یک زلزله بر سر خانواه قربانیان در استان لرستان به مرکزیت خرم‏آباد بود!

سه تن از کشته‏شدگان که اصلاً از قهرمانان جودو به شمار نمی‌روند، صحیح و سالم در خرم‏آباد حضور داشتند و سه تن دیگر که اتفاقاً از گذشته دور سوابقی در قهرمانی داشتند، به جای آنها در این مسابقات جان دادند.

با توجه به این که خبر آنچنان آشفته‏کننده بود، به سرعت در سطح شهر و حتی بخش‏هایی از استان منتشر شد، هیچ‏کس بروز نداد تا حفظ آبرو شود؛ اما مگر می‏شد شناسنامه سه نوجوان کم سن و سال را به جای سه جودوکای سن و سالدار که یکی از آنها به خدمت سربازی نیز رفته باطل کرد؟!

بنابراین، همین مسأله باعث شد که ابعاد موضوع قدری از مرزهای استان لرستان، پای را فراتر بگذارد و همانگونه که برخی اهالی جودو از این مسأله آگاه بودند، موضوع به «تابناک» نیز منتقل شده و این رسانه برحسب رسالت مطبوعاتی همچون دیگر اخبار مندرجه به درج این خبر بپردازد، اما با تکذیب باورنکردنی این حقیقت از سوی سرپرست فدراسیون جودو در روز گذشته، این سایت مکلف به درج اطلاعات تکمیلی از هویت اصلی و سوابق این جودوکاهای ملی‏پوش است.

همچنین بررسی‏ها نشان داد که نام اصلی سه جودوکای مرحوم محمد ملک‏شاهی، وحید باقرپور و مجتبی عزیزالهی است و در واقع، مجتبی عزیزالهی به جای مصيب عزيز الهي (وزن 90- كيلوگرم)، وحید باقرپور به جای يحيي باقرپور (وزن 81- كيلوگرم) و محمد ملک‏شاهی به جای ايمان زيني وند (وزن 81- كيلوگرم) در تیم ملی حضور داشته‏اند تا با توجه به پاسپورت دریافتی بر مبنای شناسنامه و مدرک شناسایی به اشتباه ارایه شده و یا مجعول در این پرواز شرکت کنند که البته باید گفت، باقرپورها و عزیزالهی‏ها پسر عمو بوده‏اند ....

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 8:2 | لینک  | 

سلام . این هم از خواص داشتن دانشجویان وبلاگ نویس اینه که آقای امینی توکامنتهای خانم ارشادی این شعر رو گذاشته منم برام خیلی جالب بود آوردمش اینجا که همه ببینند.

 سرمشق های آب بابا ٬ یادمان رفت
رسم نوشتن با قلم یادمان رفت
شعر خدای مهربان را حفظ کردیم
اما خدای مهربان یادمان رفت

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 13:57 | لینک  | 

سلام . امروز میخواستم بخشی از کارهای بچه ها رو ببینم . اما بلاگفا بازی در آورد! هر وقت بلاگفا مسخره بازیشو با مخابرات حل کرد من هم شروع میکنم به دیدن کار بچه ها .
نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 16:32 | لینک  | 

سلام.

در سرزمین من این روزها ، آسمان خاک بر سر زمین می کند و زندگان پژمردگی بر همدیگر می پاشند و مرده ها چه غنی اند که یک آسمان خاک بر پیکر پژمرده شان انباشته اند . 

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 7:56 | لینک  | 

یک تاجر آمریکایى نزدیک یک روستاى مکزیکى ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیرى از بغلش رد شد که توش چند تا ماهى بود!
از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این چند تارو بگیرى؟
مکزیکى: مدت خیلى کمى !
آمریکایى: پس چرا بیشتر صبر نکردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟
مکزیکى: چون همین تعداد هم براى سیر کردن خانواده‌ام کافیه !
آمریکایى: اما بقیه وقتت رو چیکار میکنى؟
مکزیکى: تا دیروقت میخوابم! یک کم ماهیگیرى میکنم!با بچه‌هام بازى میکنم!
با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهکده میچرخم! با دوستام شروع میکنیم
به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى !

آمریکایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم! تو باید بیشتر
ماهیگیرى بکنى! اونوقت میتونى با پولش یک قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد
اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میکنى! اونوقت یک عالمه قایق براى
ماهیگیرى دارى !

مکزیکى: خب! بعدش چى؟
آمریکایى: بجاى اینکه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به
مشتریها میدى و براى خودت کار و بار درست میکنى…. بعدش کارخونه راه
میندازى و به تولیداتش نظارت میکنى… این دهکده کوچیک رو هم ترک میکنى و
میرى مکزیکو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک… اونجاس که
دست به کارهاى مهمتر هم میزنى …

مکزیکى: اما آقا! اینکار چقدر طول میکشه؟
آمریکایى: پانزده تا بیست سال !
مکزیکى: اما بعدش چى آقا؟
آمریکایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب که گیر اومد، میرى و سهام شرکتت
رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینکار میلیونها دلار برات عایدى داره !

مکزیکى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟

آمریکایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یک دهکده ساحلى کوچیک! جایى که
میتونى تا دیروقت بخوابى! یک کم ماهیگیرى کنى! با بچه هات بازى کنى !
با زنت خوش باشى! برى دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!!!

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 11:42 | لینک  | 

سلام . هیچ نباید گفت جز این :

رو آن رواقی را بگو مستان سلامت می کنند .

وآن میر باقی را بگو مستان سلامت می کنند.

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 10:26 | لینک  | 


--
"Who does Not Know the Truth, is simply a Fool... Yet who Knows the Truth and Calls it a Lie, is a Criminal." Bertolt Brecht,  Galileo Galilei

آنکس که حقیقت را نمیداند ابله است. آنکس که حقیقت را میداند وانکار میکند تبهکار است
نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 14:43 | لینک  | 

دستگیری 70 نفر از اساتید دانشگاه

۳ تير ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۱

70 نفر از اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور دستگیر شدند.

به گزارش «کلمه»، عصر امروز مهندس میرحسین موسوی جلسه ای با اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور داشت که بعد از این دیدار 70 نفر از افراد حاضر در جلسه دستگیر شدند.
درباره مکانی که این اساتید دانشگاه را به آنجا منتقل کردند اطلاعی در دسترس نیست.

سایت کلمه را از اینجا ببینید.

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 11:41 | لینک  |